آخرین بازدید سایت

غم باغستان پرینت ایمیل

شعر از: پرتو نادری

 

در اندیشه آن نیستم

که چه گلی در چه گلدانی می خشکد

مرا غم باغستانی آب کرده است

که از کاج های بلند

خالی میشود

باغستانی که سال هاست

در زخم هایش خون من جاریست

و دستان بی شکوفه اش

رو سوی آسمان بی ستاره یی خشکیده است

وقتی که مرگ

قصیده بلند کاج های روشنایی را

به حافظه خاک می سپارد

این گونه تا کی و تا چند

می توان چشم انتظار بهار موهومی ماند

که شاید چنان پرنده یی

در قفس زمستان

یخ بسته است

 

31-7-2002 م شهر پشاور

 

ما چه میگوییم ؟

با راه اندازی این سایت بنا داریم با استفاده از فن و صنعت سخت افزاری مسایلی را در عرصه های گوناگون دینی، سیاسی، فرهنگی مجال طرح شدن بدهیم.

می کوشیم اصالت های فرهنگی خود را در عین توجه به خرد زمانه و دستاورد های تمدن نوین به رخ دیگران بکشیم.

اصلاح سیاسی و مشارکت جمعی را یگانه راه فائق آمدن بر چالش های موجود در عرصه سیاسی ملت اسلامی می دانیم و حضور زنان را در این زمینه مهم و مرکزی ارزیابی می کنیم.

همکاری های قلمی شما دوستان ما را برای تدوام این راه دلگرم می سازد.