آخرین بازدید سایت

نبرد افغانی استالین - بخش سیزدهم پرینت ایمیل

نوشته از : داکتر یوری تیخانف
گزارنده از : عزیز آریانفرعزیز أریانفر

بخش سیزدهم

اولتیماتم لردکِرزُن: پاسخ دندان شکن امپراتوری بریتانیا

پویایی های روسیه شوروی و کمینترن مبنی بر وارد آوردن ضربه بر توان امپراتوری بریتانیا در آسیای میانه، حکومت انگلیس را ناگزیر ساخت به گونه شتابان اقدامات متقابل نیرومندی را در همه جبهات برای دفع «تهدید سرخ» روی دست بگیرد. اوضاع پیچیده در مرزهای هند از انگلیس بستن هر چه سریع تر «دهلیز افغانستان» را به روی حریف خطرناکی که می کوشید به نوار «آزاد» استان مرزی شمال باختری رخنه و در آن جا پایگاهی را برای انقلاب آینده در هند به میان بیاورد، می طلبید.

در پرتو کار عالی دستگاه اطلاعاتی انگلیس، در لندن از برنامه های بلشویک ها و کمینترن در آسیا به تفصیل آگاهی داشتند. انتلجنت سرویس توانسته بود در ساختارهای کمینترنی هم در تاشکنت و هم در مسکو رخنه نماید[1]. در سال های 1919-...- سرهنگ ف. بیلی- جاسوس انگلیس به گونه زیر زمینی به گردآوری اطلاعات در باره تماس های افغانستان و شوروی و همچنان در باره پویایی های هندی هایی که به تاشکنت می آمدند، می پرداخت. او اطلاعات در باره کارکردهای هیات براوین، در افغانستان را جمع و با عبدالغنی- ترجمان نخستین هیات افغانی به ریاست ولی خان در مسکو دیدار می کرد.
 
چنین بر می آید که سلیم (که روی او را به مسکو فرستاده بود، تا برای قبایل پشتون تقاضای اسلحه نماید) نیز در دایره دید او، افتاده بود. راستش، این پشتون هوشمند به آن پیمانه زیرک بود که هیچ سخن اضافی یی برای آشنای خود تاشکنتی خود- بیلی بر زبان نیاورده بود و بیلی نتوانسته بود اهداف سفر او را در یابد.[2]
 می توان بی باکانه گمان زد که بیلی- جاسوس نامدار، تنها مامور انگلیس در تاشکنت نبود. بریتانیای کبیر از زمان تزاری در ترکستان شبکه گسترده خبر چینی داشت. در گیر ودار خونبار جنگ داخلی، امکانات آن کشور در آسیای میانه به پیمانه چشمگیری افزایش یافته بود. انگلیسی ها همچنان به گونه سنتی خبرچین های مطمینی در پیرامون امیر افغانستان داشتند. حتا با به قدرت رسیدن امان الله خان، انتلجنت سرویس توانست «منابع» ارزنده یی را در کابل نگهدارد که به یاری آن ها بر گفتگوهای افغانستان و شوروی و ترانزیت جنگ افزارها و طلا به قبایل پشتون آگاهانه نظارت داشت.
 
موفقیت های سازمان اطلاعات بریتانیا در مسکو و تاشکنت به پیمانه بسیاری ناچیز می بود هرگاه دستگاه استخباراتی ارتش گارد سفید به آن کمک نمی کرد. شبکه استخباراتی گارد سفید در پایتخت روسیه اطلاعات را در باره همه هندی هایی که نزد کمینترن و به وزارت خارجه می آمدند، جمع می کرد. برای نمونه، در ماه فبروری 1921 هنگام گفتگوهای موفقانه ناسیونالیست های هندی با نمایندگان شوروی در مسکو در باره انتقال اسلحه و مهمات از طریق افغانستان، از نزد آچاری دفترچه یادداشت او را با کد رمزی یی که برای ارتباط نه تنها با تاشکنت، بل نیز هند کار می گرفت، دزدیدند.[3] سازمان ضد اطلاعات دریاسالار کولچاک به گونه منظم مخابرات رادیویی میان وزارت خارجه و تاشکنت یه شمول نامه های رمزی ی. سوریتس از کابل را ضبط می نمود.[4]
 
سرویس های ویژه دینیکین و ورانگل به همکاری با انگلیسی ها در این عرصه ادامه می دادند. در ماه دسامبر1921 میخاییل فرونزه- فرمانده گروهبندی سپاهیان جنوب ارتش سرخ پس از سرکوب ورانگل با اندوه به مسکو گزارش داد: «مخابرات رادیویی ما منبع بس ارزشمندی برای آگاهی یابی حریف می باشد. به ویژه مخابرات کمیساریای خلق در امور خارجی با نمایندگی های آن در اروپا و تاشکنت حرف به حرف برای انگلیسی ها روشن می باشد که برای شنودن ارتباطات رادیویی ما شبکه کاملی از دستگاه های ویژه را سازماندهی نموده اند.[5]
 
دستگاه اصلی گیرنده رادیویی که مخابرات رادیویی را در فضای افغانستان و ترکستان شنوایی می کرد، در کویته برپا بود. موثریت کار آن به پیمانه شایانی بالا بود. حکومت افغانستان، چنین بر می آید که نخستین مرجعی بود که نگرانی خود را از خبرچینی آن بالا کرد: «مادامی که ایستگاه رادیویی سفارت شوروی در کابل کار می کند، بریتانیا از همه مناسبات پنهانی افغانستان و شوروی آگاهی خواهد یافت». در این پیوند، در اوایل سال1921 امان الله خان از سفارت شوروی خواست تا دیگر از فرستنده رادیویی خود برای دادن گزارش ها به تاشکنت کار نگیرد. او تنها در اکتبر 1921 پس از تصویب قرار داد تاریخی14 اگست روسیه شوروی و افغانستان به راسکلنیکف اجازه داد بار دیگر فرستنده سفارت را به راه بیندازد.[6]
 
رویدادهای بعدی نشان دادند،که در آن برهه دستگاه گیرنده کویته کار خود را در زمینه رمزگشایی و رمزیابی مراسلات دیپلماتیک شوروی از سر گرفته بود. در چنین حالتی، بریتانیای کبیر تقریبا همیشه موفق می شد تدبیرهای مشخصی در برابر عملیات شبکه های اجنتوری کمینترن در آسیای میانه روی دست بگیرد.
 
روشن است، هر شبکه اطلاعات خارجی، تنها ابزار سیاست خارجی شمرده می شود و اطلاعات عینی آن حکومت را ناگزیر می سازد گام هایی برای تامین ثبات عمومی حکومت بردارد. حال چه رسد به امپراتوری عظیم بریتانیا.
 
در لندن نیک می دانستند که هرگاه در کرملن دست به اتخاذ تصمیم سیاسی مبنی بر وارد آوردن ضربه نیرومند بر مواضع بریتانیا در خاور بیازند، هیچ سرویس ویژه یی در جهان نمی تواند جلو لشکرکشی ارتش سرخ به ایران، افغانستان و هند را بگیرد. للوید جرج- نخست وزیر انگلیس، این موضوع را درک می کرد که بریتانیای کبیر باید از این گونه تحول اوضاع به هر بهایی که شده، جلوگیری نماید. در این پیوند، بر دیپلماسی انگلیس بود تا مساله بس پیچیده و دشوار سیاسی خارجی را حل نماید: دست کم قسما پویایی های ویرانگرانه روسیه شوروی را در امتداد راه های منتهی به هند خنثی بسازد و سپس کرملن را ناگزیر بسازد از «صدور انقلاب» به این ناحیه خود داری ورزد.
بی ثباتی سیاسی در انگلیس که سر از 1920 پا گرفته بود، بحران اقتصادی و «بالاگیری جنبش های رهایی بخش ملی» در مستعمرات؛ حکومت بریتانیا را وادار می ساخت با روسیه شوروی به سازش هایی تن در دهد. به نوبه خود روسیه شوروی پس از جنگ داخلی خانمان بر انداز به همکاری با بریتانیا نیاز داشت.
 
در پیوند با این، به تاریخ 26 ماه می 1920 هیات بازرگانی شوروی به ریاست ل. کاراسین (که از سوی چیچیرین صلاحیت داشت نه تنها به گفتگوهای اقتصادی بپردازد، بل نیز به گونه «شخصی» مسایل مربوط به پویایی های ضد بریتانیایی شوروی ها و کمینترن در آسیا را مطرح نماید)؛ به لندن رفت. کاراسین می بایستی در چهارچوب دستور العمل کمیساریای خلق در امور خارجی به همتایان انگلیسی خود تفهیم می کرد که این مساله می تواند تنها در صورت مناسبات کامل و تمام عیار صلح آمیز میان لندن و مسکو بررسی گردد.[7]
 
این که سازمان اطلاعات بریتانیا دستور العمل چیچیرین- کمیسار خلق در امور خارجی روسیه شوروی به کاراسین را خوانده بود، از دید ما نه تنها گفتگوها در لندن را با دشواری رو به رو نساخت، بل برعکس تنها آن را آسان تر هم گردانید. چیچیرین در تلگرام های خود به کاراسین رهنمود داده بود تا از سوی خود حکومت انگلیس را با لشکرکشی به ایران و افغانستان تهدید نماید.[8]
 
در این حال، از هند سخنی در میان نبود. مگر سرازیری ارتش سرخ به سرزمین افغانستان (دوست روسیه) می توانست تنها یک هدف را دنبال نماید: تهاجم به هند! در یک سخن، به حکومت اعلی حضرت پادشاه انگلیس به شکل نسبتا خشنی گوشزد شد که هنگام آن فرا رسیده است که برای نجات امپراتوری بریتانیا از شر لرزه ها و تکان های سخت انقلابی [در هند-گ.] از دادن کمک به ورانگل و پیلودسکی دست بردارد. 
 
پیروزی بلشویک ها در جنگ داخلی، حکومت د. ل. جرج را ناگزیر گردانید بهار سال1921 به امضای سازشنامه بازرگانی با روسیه شوروی تن در دهد.مگر، سیاستمداران نامنهاد «آسیا گرا» در کابینه بریتانیا به رهبری لرد کرزن- وزیر خارجه تا «آخرین رمق» با به رسمیت نشناختن د فاکتوی (de facto  (روسیه شوروی به مخالفت برخاستند. دلیل اصلی آنان مبنی بر این که شوروی ها و کمینترن در برابر بریتانیا در خاور پویایی های خرابکارانه را به پیش می برند، شالوده بس استواری داشت.
 
در این پیوند، د. ل. جرج بر آن پافشاری داشت که سازشنامه بازرگانی 16 مارچ 1921 بایست دیباچه مبسوطی داشته باشد، که در آن روی شرایط سیاسی توسعه آینده مناسبات اقتصادی میان لندن و مسکو نیز مفاهمه صورت گیرد. مهمترین بند آن- پایان دادن به «صدور انقلاب» از سوی بلشویک ها به آسیا و در گام نخست به هند بود. در بند «آ» ی دیباچه سازشنامه چنین آمده بود که «حکومت شوروی بایست از هر گونه تلاش مبنی بر بر انگیختن به شیوه تاثیر گذاری نظامی، دیپلوماتیک و ... یا تبلیغات در میان باشندگان آسیا که بار خصمانه ضد بریتانیایی داشته باشد یا هر گونه اقدامات در برابر منافع بریتانیا به هر شکلی که باشد، به ویژه در هند و کشور مستقل افغانستان خود داری ورزد».[9]
 
مگر به رغم این بند مهم، کرزن از امضای سازشنامه 1921 خود داری ورزید. به جای او، این سند را روبرت هورن- وزیر بازرگانی امضا نمود که افزون بر این، به کاراسین نامه یی را با شرح پویایی های ضد بریتانیایی نمایندگی های شوروی و ناسیونالیست های هندی در ترکستان و افغانستان سپرد. نامه هورن در بردارنده حقایق انکار ناپذیر تلاش های روسیه شوروی و کمینترن مبنی بر سرنگونی حکومت بریتانیا در هند بود.[10]
 
وزیر بریتانیایی این اقدامات شوروی ها را در آسیای میانه با روحیه سازشنامه به امضاء رسیده ناهمخوان می پنداشت:
1 - برپایی مناسبات دیپلماتیک با افغانستان برای آماده سازی تجاوز به هند،
2- گفتگوهای سوریتس با امان الله خان در باره رسانیدن محموله های بزرگ جنگ افزارها برای قبایل پشتون،
3-گفتگوهای سوریتس با سران قبایل مرزی در کابل،
4-گسیل هیات به کابل به رهبری جمال پاشا که در تماس های خود با سران قبایل حتا پا را از سوریتس هم فرا تر گذشته بود،
5-سپس هم فهرستی از نام های هندی هایی برشمرده شده بود که با نمایندگی های شوروی همکاری می کردند: پراتاب، برکت الله، آچاری، عبدالرب و روی...
6-ساختن «تخته پرش» برای کار در هند در تاشکنت و گسیل ایادی کمینترن از طریق افغانستان به هند برای برپایی تماس های مستقیم با قبایل مرزی و ایجاد پایگاه ها برای پویایی های ضد بریتانیا در نوار قبایل «آزاد».
 
حکومت انگلیس همچنان ناحرسندی و ناخشنودی خویش را از پویایی های سوریتس که با «وظایف اصلی یک نماینده دیپلماتیک همخوانی ندارد و نیز تحویلدهی جنگ افزارهای ساخت شوروی به افغانستان، ابراز داشت. در پایان، هورن به آگاهی کاراسین رسانید که «در لندن روشن است که «انقلابیون هندی» بر ایجاد مراکز نظامی در پامیر و چترال پافشاری دارند».
 
این گونه، حکومت د. ل. جرج، پارتنر نو روسی (شوروی) خود را در برابر این فاکت قرار داد که از همه اقدامات ضد بریتانیایی که «پنهانی» در مرزهای هند به راه افتاده است، آگاهی دارد. روشن است رهبری شوروی نمی توانست بهبود روابط با بریتانیای کبیر را قربانی ماجراجویی در آسیا بسازد. در این پیوند، کمیساریای خلق و کمینترن بر آن می شوند که آهسته آهسته گلیم پویایی های ویرانگرانه را در برابر هند بریتانیایی برچینند. در تاشکنت آموزشگاه حربی هندی بسته شد. با این هم، هر چند، پایان یافتن فعالیت های دفتر ترکستان کمینترن رسما اعلام گردید، مگر در واقع آن را به حالت زیر زمینی در آوردند و به بخارا بردند. افزون بر این، دفتر عملا به کار در افغانستان و هند پایان داد و سر انجام هم راسکلنیکف به جای سوریتس در کابل به عنوان سفیر گماشته شد.
 
 
چنین وانمود می گردد که دیپلماسی انگلیس به اهداف خود در خاور میانه دست یافت: دیگر «تهدید سرخ» برای هند رنگ باخته بود. حتا کرزن در ماه مارچ 1922 می پنداشت که «اقدامات بلشویک ها در افغانستان، پارس و هند؛ پیش از آن که خطرناک باشند، آزار دهنده و درد سر آفرین بودند.»[11]
 
در اواخر 1922 ، حکومت محافظه کار بونار لو با پیروزی در انتخابات انگلیس روی کار آمد که در آن لرد کرزن کرسی پیشین خود را حفظ کرد.[12]مقارن با این زمان، در نوار «آزاد» استان مرزی شمال باختری اوضاع به شدت پر تنش گردید. پشتون ها بار دیگر در پاسخ به «سیاست پیشروی» نو انگلیس تفنگ برداشتند تا از آزادی خود پاسداری نمایند. اقدامات سپاهیان بریتانیایی در نزدیکی های مرزهای افغانستان مناسبات انگلیس و افغانستان را به شدت تیره گردانید. رهبری بلشویکی تصمیم گرفت از این اوضاع برای تحکیم مواضع شوروی در افغانستان و گستره قبایل پشتون بهره گیری نماید.
 
در جنب کمیته مرکزی حزب کمونیست روسیه (شاخه بلشویکی) کمیسیون ویژه یی ایجاد گردید در باره مسایل افغانستان که به تاریخ 28 فبروری 1923 فیصله نمود تا «به رفیق راسکلنیکف رهنمود داده شود تا بی درنگ با حکومت افغانستان گفتگوها در باره سازشنامه محرمانه در باره مبارزه در برابر سیاست تجاوزکارانه انگلیس در مرزهای افغانستان را آغاز نماید».[13]
 
به تاریخ اول ماه می 1923 دفتر سیاسی کمیته مرکزی حزب کمونیست روسیه (شاخه بلشویکی) به اقدامات کمیساریای خلق در امور خارجی در این راستا مجوز صادر کرد. به گونه یی که در چنین موارد اجراآت می شد، دستورهای بایسته در زمینه به سفارت شوروی در کابل داده شد. به نوبه خود راسکلنیکف بی درنگ تلاش ورزید به کوهنشینان شورشی کمک ارایه گردد.
 
روشن است نمی توان باورمندانه گفت که در لندن از همه جزییات فیصله ها و اقدامات حکومت شوروی آگاهی داشتند. مگر هنگامی که انگلیسی ها آگاهی یافتند که شوروی بار دیگر این اندیشه ها را در سر می پروراند تا از طریق افغانستان برای قبایل پشتون جنگ افزار برساند، این کار آخرین قطره آبی گردید که کاسه شکیبایی و خویشتنداری بریتاتیای کبیر ار که با بیداری هوشمندانه سیاست شوروی و کمینترن را در افغانستان پیگیری می کرد، لبریز ساخت.
 
به تاریخ 8 می 1923 آر. هوجسون - نماینده دیپلماتیک بریتانیا در مسکو، یادداشت »آتشین» کرزن را به م. لیتوینف- معاون کمیسار خلق در امور خارجی سپرد. یک رویداد استثنایی در تاریخ دیپلماسی اتفاق افتاد: به خاطر «شکست دادن» حریف، وزیر خارجه بریتانیا در عمل این راز را افشا ساخت که انتلجنت سرویس به بازخوانی مراسلات دیپلماتیک شوروی ادامه می دهد! لرد کرزن با دستاویز ساختن مدارک گیرنده رادیویی، این یادداشت را تدوین کرده بود که از دیدگاه نیرو، توانی برابر با شلیک توپ های بزرگ لینکور داشت.
 
در سند، برگرفته هایی از محرمانه ترین گزارش های سفیر شوروی در کابل آورده شده بود! آن چه که در این یادداشت در رابطه با افغانستان از گزارش سفیر شوروی آمده بود، چنین بود: «افغانستان با توجه به نزدیکی آن با قبایل نا آرام و سرکش در منطقه مرزی هند، گستره بس سودمندی است برای چنین اقدامات [بریتانیا ستیزانه یی-گ.] ».
 
سفیر شوروی در کابل آدم بس جدی یی بود. او به تاریخ 17 فبروری 1923 به تاشکنت گزارش داده بود: «بایسته است با همه وسایل ممکنه از بحران موجود برای درز اندازی میان افغانستان و انگلیس بهره گیری کرد و از آن کار گرفت...رساندن بی درنگ جنگ افزارها و پول دارای اهمیت بزرگی خواهد بود».
 
کمیساریای خلق در امور خارجی بی تردید گزارش تاریخی 21 فبروری 1923 به دست آورده از راسکلنیکف را در دست داشت که در آن آمده بود: «من گام هایی بر می دارم برای آن که به وزیرستان شاید به میزان تا 300 رویل و ده صندوق مرمی کمک نمایم». و نیز گزارش دیگر تاریخی 17 مارچ وی را که در آن نوشته بود تا «پویایی های او را در محور هند محدود ننمایند و هزینه های فوق العاده را کاهش ندهند، چون این امر زیان جبران ناپذیری به کار هیات در مهمترین عرصه آن وارد می آورد». راسکلنیکف این هزینه های فوق العاده را طی یک سال از اکتبر 1922 تا اکتبر 1923 در نوامبر1923 هشتاد هزار روپیه کابلی برشمرده بود. در حالی که همه مخارج سفارت 120 هزار روپیه کابلی می شد.
 
کمیساریای خلق در امور خارجی، همچنان بی تردید گزارش تاریخی8 نوامبر 1922 رسیده از کابل را در نظر داشت که در آن آمده بود: «دستور العمل های شما در رابطه یا احتیاط آمیز بودن کارهای اطلاعاتی و تبلیغی ما به دقت اجرا می شود. حالا توجه ویژه یی به ناحیه مومندها در شمال پیشاور مبذول می گردد. مگر در این رابطه با توجه کمبود بودجه، نمی توانیم کار بسیاری را انجام دهیم».
 
همین گونه، کمیساریای خلق در امور خارجی نمی توانست نامه تاریخی 16 مارچ 1923 قره خان- معاون کمیساریای خلق در امور خارجی به راسکلنیکف را فراموش کند که در آن آمده بود: «پیشنهادهای مشخصی را در رابطه با اشکال همکاری برای ارایه کمک به قبایل با خود بیاورید. موضوع دادن اسلحه، از حل این مساله بستگی دارد. لطفا در باره تصور خود در باره اشکال همکاری های لازم برای تامین نظارت محلی بر توزیع اسلحه گزارش بدهید». «این گزارش ها بر رخدادها در مناطق مرزی هند روشنی می افگند».[14]
 
لرد کرزن پس از آوردن و برشمردن این همه اسناد انکار ناپذیر، از کرملن خواست تا به اقدامات ضد بریتانیایی خود در میان قبایل پشتون پایان دهد و راسکلنیکف را از کرسی سفارت در کابل به مسکو فرا خواند. روشن است شوروی برای حفظ آبروی خود در میان کشورهای خاور این خواست انگلیس را رد کرد. امان الله نیز به دفاع از راسکلنیکف برخاست و حتا به وی لقب سردار داد. در نتیجه، راسکلنیکف به رغم همه فشارها و تهدیدات بریتانیا تا فبروری 1924 در کابل ماند.
 
با این همه، پس از چندی وقت گذرانی، کمیساریای خلق در امور خارجی برای آن که آبروی خود را حفظ نموده باشد، ناگزیر گردید نماینده «ناکام» خود را از کابل فراخواند. سیاست شوروی در این کشور از این هم محتاطانه تر گردید و انتریگ ها در میان قبایل پشتون نوار «آزاد» هند بریتانیایی به پایین ترین تراز آورده شد.
 
به هر رو، لندن به مسکو ثابت ساخت که این توانایی را دارد تا به گونه موثر جلو هر گونه تلاش های آن را مبنی بر برهم زدن حاکمیت انگلیس در هند بگیرد. گزافه نخواهد بود هرگاه بگوییم که بریتانیا در این جنگ پنهانی که چندین سال آزگار در «دهلیز افغانستان» ادامه داشت، به پیروزی دست یافته بود.


[1]. برای نمونه، به گونه یی که آقابکف در کتاب خاطرات خود می نویسد، همسر روی- کمونیست هندی یک بانوی انگلیسی بود که در خدمت انتلجنت سرویس بود.
[2] .Bailey F. M. Mission to Tashkent.Oxford, 1946;
... و نیز گورلینکف د. ل. «واژگونی سازمان های زیر زمینی ضد شوروی در کشور»، جلد اول، مسکو، 1986، ص.ص. 251-254.  
[3]. بایگانی سیاست خارجی فدراسیون روسیه، فوند 071، 1921، پرونده ویژه 101، کارتن5، برگ 29.
[4]. برای به دست آوردن آگاهی های بیشتر نگاه شود به: بایگانی دولتی فدراسیون روسیه، فوند 5903، پرونده ویژه 1، کارتن 427.
[5]. آنین، ب.، پتروویچ آ. جاسوسی رادیویی، مسکو، 1996،ص.ص. 188-189.
[6]. بایگانی سیاست خارجی فدراسیون روسیه، فوند 071، سال 1921، پرونده ویژه 3، پوشه 105، کارتن 20، برگ 13.
[7]. و. کونر، ت. ای. گیورگی چیچیرین و سیاست خارجی شوروی، 1918-1930. مسکو، ص. 169، و نبز
Ulman H. R. The Anglo- Soviet Accord. Vol. 3, Princetton, 1972, P.121-122.
[8]. همان جا ، ص. 122.
[9]. اسناد سیاست خارجی شوروی،   جلد سوم، مسکو، 1959، ص. 608.
[10] . Ulman H. R. Op. cit. Appendix. P. 497-482.
[11]. کنت ف. انقلاب و دیپلماسی، مسکو، 199، ص. 90.
[12]. تروخانفسکی، و.گ. تاریح نوین انگلیس، مسکو، 1985، ص. 94-95. 
[13]. بایگانی دولتی تاریخ اجتماعی و سیاسی روسیه، فوند 17، پرونده ویژه 3، کارتن 338، برگ های 1 و 8.
[14]. اسناد سیاست خارجی شوروی، جلد 6، مسکو، 1962، ص.ص. 298-299.
 

ما چه میگوییم ؟

با راه اندازی این سایت بنا داریم با استفاده از فن و صنعت سخت افزاری مسایلی را در عرصه های گوناگون دینی، سیاسی، فرهنگی مجال طرح شدن بدهیم.

می کوشیم اصالت های فرهنگی خود را در عین توجه به خرد زمانه و دستاورد های تمدن نوین به رخ دیگران بکشیم.

اصلاح سیاسی و مشارکت جمعی را یگانه راه فائق آمدن بر چالش های موجود در عرصه سیاسی ملت اسلامی می دانیم و حضور زنان را در این زمینه مهم و مرکزی ارزیابی می کنیم.

همکاری های قلمی شما دوستان ما را برای تدوام این راه دلگرم می سازد.