آخرین بازدید سایت

شعرامروزافغانستان پرینت ایمیل

شعر از نور الله وثوق

.........  
گفتی چرابه کوچه ی ما شوق وشورنیست؟
در بامِ خانه ی خبری از غرورنیست!!
گفتی هوای هلهله ها را چه کرده ایم؟
گفتی بساطِ سیل وصفا ازچه جورنیست؟
گفتی چگونه خاطرِه های نشاط را
اینجا مجالِ جلوه ی موجِ ظهور نیست؟
گفتی که ازمسیر خطوطِ خرامِ ما
بر راکبانِ فتنه جواز عبور نیست
پرسیده ای زمن زچه عاشق نمی شوم
این کارها زحضرتِ دل گرچه دورنیست!!
.........................
راضی به زحمتِ دلِ بی صاحبم نیم
عاشق شدن برادرِ جانی به زورنیست!!
جشنِ جلوسِ جهل وتجلِّی ظلمت است!!
اینجا دگر نشانه ی از بو یِ نورنیست!!
از جورِ جنتریِ جنایت سخن چه سود
جا یِ جدالِ مجمعِ غور ومرورنیست
بیچاره آنکه مجری جرمی نمی شود
درمانده آنکه طالبِ تیرِ ترور نیست
ای ناشرِ شرافت و ای مشعرِ شعور
گاهی شعوردرنظرت بی شعورنیست؟؟؟
...................
نورالله وثوق
۳۰-۱۱-۱۳۸۸

 


 

ما چه میگوییم ؟

با راه اندازی این سایت بنا داریم با استفاده از فن و صنعت سخت افزاری مسایلی را در عرصه های گوناگون دینی، سیاسی، فرهنگی مجال طرح شدن بدهیم.

می کوشیم اصالت های فرهنگی خود را در عین توجه به خرد زمانه و دستاورد های تمدن نوین به رخ دیگران بکشیم.

اصلاح سیاسی و مشارکت جمعی را یگانه راه فائق آمدن بر چالش های موجود در عرصه سیاسی ملت اسلامی می دانیم و حضور زنان را در این زمینه مهم و مرکزی ارزیابی می کنیم.

همکاری های قلمی شما دوستان ما را برای تدوام این راه دلگرم می سازد.