آخرین بازدید سایت

محاصره نوار غزه به روايت آمار و ارقام پرینت ایمیل

نويسنده: علي الزين

 

  آثار انساني محاصره نوار غزه كه از ژوئن 2007 تا كنون تشديد يافته و باعث ثبت طولاني ترين محاصره در تاريخ معاصر جهان شده است، وخيم و خطرناك مي باشد و تمامي ابعاد زندگي فلسطينيان ساكن اين منطقه را تحت تاثير منفي خود قرار داده است.

بعد از حمله 23 روزه اشغالگران قدس به نوار غزه، انتظار مي رفت كه اين فرصت به ساكنان منطقه مذكور داده شود تا به جبران خسارت هاي ناشي از جنگ، اصلاح بخش آسيب ديده كشاورزي و صنعتي و همچنين بازسازي خانه ها و موسسات آموزشي و درماني كه بر سر كودكان و بيماران فلسطيني خراب شده بود، مبادرت ورزند ؛ البته همان طور كه مي دانيد تمامي اين موارد وقتي محقق مي شود كه به ساكنان نوار غزه اجازه وارد كردن كاغذ جهت چاپ كتاب براي دانش آموزان داده شود يا آنكه اجازه استيراد ادوات لازم جهت ترميم چاه ها و نيز تجهيز مراكز آب رساني، منبع هاي نگهداري آب و نيز شبكه انتقال آن صادر شود تا فلسطينيان در اين منطقه از نعمت آب بهره مند باشند چرا كه حيات انساني در گرو وجود آن است. ضمنا تامين آب نيز وقتي امكان پذير است كه برق در سيم ها جريان داشته باشد تا بتوان به پمپاژ آب پرداخت و مراكز تصيفه آب را فعال كرد تا مبادا مراكز زراعي و سفره هاي آب زير زميني كه تنها منبع تامين كننده آب لازم جهت شرب و ديگر مصارف به شمار مي روند، آلوده گردند. از ديگر فاكتورهايي كه در تحقق مسائل فوق (بازسازي و رفع خسارت هاي جنگ) دخيل است،‌ لزوم ورود كمك هاي نقدي و غير نقدي به نوار غزه است تا به دست مستحقان آن برسد.

 

 

درتمامي جنگ هاي گذشته رژيم اشغالگر قدس در فلسطين، لبنان، اردن،‌ مصر و سوريه وضعيت به همان منوال فوق الذكر بود يعني بعد از پايان درگيري، اجازه بازسازي به ساكنان منطقه جنگ زده داده مي شد ؛ ولي اوضاع در نوار غزه كاملا متفاوت است و محاصره در پيش و پس از جنگ ادامه دارد. 

 

 

مسئول امور انساني سازمان ملل متحد درباره نتايج محاصره اي كه يك سال و نيم قبل از جنگ غزه تشديد يافته است و هنوز نيز ادامه دارد، توضيح دقيق و البته مختصري را ارائه كرد و چنين گفت: "حمله گسترده به نوار غزه در 27 دسامبر 2008 و بعد از گذشت هجده ماه از محاصره همه جانبه اي آغاز شد كه شدت آن، مردم اين منطقه را از پا درآورده بود و از اين رو،‌ هيچ آمادگي براي رويارويي با فاجعه اي به نام جنگ نداشتند."

 

بد نيست در اينجا اشاره اي به پيام مشترك دو سازمان SCK و CARE درباره مخالفت رژيم اشغالگر قدس با ورود نمايندگان نهادهاي انساني به نوار غزه داشته باشيم. سازمان هاي مذكور در پيام خود تاكيد كردند كه "اسرائيل" نه تنها در جريان جنگ 23 روزه، بلكه از 4 نوامبر 2008 يعني يك ماه و نيم پيش از آغاز جنگ نيز به نمايندگان نهادهاي مذكور اجازه ورود به نوار غزه را نمي داده است. 

اندكي پيش از حمله اشغالگران قدس به نوار غزه سازمان خوار و بار جهاني موسوم به فائو مبادرت به صدور گزارشي در خصوص مكانيزم هاي سنجش و اندازه گيري توان جوامع بشري در سازگاري با شرايط جنگي و نيز مقابله با فشارهاي مختلف در جهان كنوني كه دائما تغيير را تجربه مي كند، كرده است. در اين گزارش كه با همت سازمان فائو و بخش كشاورزي و اقتصاد دانشگاه فلورانس ايتاليا انجام شده، اطلاعاتي به عنوان اساس اين مطالعه قرار گرفته است كه مربوط به نوار غزه مي باشد. وقتي از يك كارشناس برجسته سازمان فائو كه مسئوليت نظارت بر تدوين اين گزارش را بر عهده داشت،‌ در مورد انتخاب نوار غزه ـ به عنوان نمونه مطالعاتي ـ‌ پرسيدند، پاسخ داد: "فلسطينيان ساكن اين منطقه مدت ها است كه سخت ترين و شديدترين فشارها را تجربه مي كنند. همه مردم نوار غزه مستضعف هستند ؛ ولي با وجود اين فقر و علي رغم شرايط سخت موجود در اين منطقه، باز هم به كار و زندگي خويش ادامه مي دهند. جامعه غزه، جامعه اي استوار و محكم است و از توان بالايي در سازگاري با شرايط سخت برخوردار مي باشد."‌ 

بسياري از افراد در خصوص نتايج حملات رژيم اشغالگر قدس به نوار غزه نوشتند كه به نظر من نيازي به تكرار آن نيست. ضمنا بنده هرگز قصد ندارم تا با نگارش انشايي درباره عشق خود به اين منطقه و حمايت مان از آن بگويم. بنده در اين مقاله در صدد ارائه يك گزارش موجز و البته دقيق درباره رنج ها و محنت هايي هستم كه فلسطينيان ساكن نوار غزه در نتيجه محاصره و تجاوزات اشغالگران متحمل مي شوند. در اين گزارش همچنين به شكل سازگاري اين ملت قهرمان با شرايط سخت كنوني پرداخته مي شود.

ذكر اين نكته نيز خالي از لطف نيست كه در مقاله پيش رو اساسا از گزارش ها و پژوهش هايي استفاده شده است كه تدوين آنها را سازمان ملل متحد و برخي سازمان هاي مردم نهاد بين المللي بر عهده داشته اند.

1 ـ در زمينه بازسازي ويرانه هايي كه اشغالگران قدس بر جاي گذاشته اند: امروز هزاران تن از ساكنان نوار غزه كه پناهنده نيستند ؛ ولي براي زندگي به كمك هاي نهاد توسعه سازمان ملل متحد وابسته هستند، در بازسازي يا ترميم منازل خود ناتوان هستند كه دليل آن را نيز ـ‌ بنا به گفته مسئول برنامه توسعه سازمان ملل ـ بايد در عدم دست يابي آنان به مقادير كافي مصالح ساختماني جستجو كرد. 

ممنوعيتي كه اشغالگران قدس در انتقال مصالح ساختماني به نوار غزه اعمال مي كنند، باعث شده است كه روند ساختمان سازي به طور كامل متوقف بماند تا جايي كه بعد از گذشت يك سال از جنگ غزه، هنوز 35 هزار نفر در اردوگاه ها و پناهگاه ها زندگي مي كنند ؛ البته بماند كه حدود صد هزار نفر به خانه هاي خود كه آسيب كمتري ديده بودند، بازگشتند و شماري ديگر از آنان نيز به منازل نزديكان و خويشاوندان شان رفتند و همراه آنان زندگي مي كنند. بعضي افراد نيز موفق به ترميم سريع خانه هاي خويش شدند.

به گفته مسئولان برنامه توسعه سازمان ملل متحد، براي بازسازي منازلي كه به صورت صد در صد تخريب شده اند، به صد و هفتاد تن شن و ماسه و براي ترميم منازلي كه خسارت هاي جزئي ديده اند،‌ به حدود بيست هزار تن از اين مواد نياز است.

به گفته طرف بين المللي يادشده، براي بازسازي منازلي كه به طور كامل تخريب شده اند،‌ به 50 هزار تن سيمان نياز است و براي ترميم خانه هايي كه به صورت جزئي خسارت ديده اند، 41 هزار تن سيمان بايد تهيه شود. گزارش منابع موثق حكايت از آن دارد كه غزه امروز نيازمند انواع مختلف مصالح ساختماني و در پيشاپيش آنها سيمان، آهن،‌ آلومنيم، شن، ماسه،‌ شيشه و چوب قرار دارد. اين مواد يا در بازارهاي محلي وجود ندارند يا آن قدر گران هستند كه حتي خانواده ها و افرادي كه به خانه هايشان خسارت هاي جزئي وارد آمده است،‌ توان خريد آن و ترميم منازل شان را ندارند.

2 ـ در زمينه كشاورزي و امنيت غذايي: گزارش سازمان خوار و بار جهاني (فائو) حكايت از آن دارد كه بخش كشاورزي نوار غزه با مشكلات ناشي از محاصره تحميلي صهيونيست ها و توقف روند صادرات و واردات دست و پنجه نرم مي كند كه اين امر باعث كاهش توان توليدي و نيز از بين رفتن شانس يافتن غذايي تازه با قيمتي مناسب شده است.

مسئول امنيت غذايي در برنامه توسعه سازمان ملل متحد در غزه مي گويد: "اسرائيل تنها اجازه استيراد 15 درصد از مواد غذايي مورد نياز براي ساكنان نوار غزه را مي دهد و علاوه بر آن، بين 15 تا 20 درصد از كالاهاي غذايي ضروري افراد نيز از طريق تونل هاي زير زميني موجود ميان مصر و نوار غزه تامين مي شود. به ديگر سخن، روي هم رفته تنها سي درصد از نيازهاي غذايي ساكنان نوار غزه فراهم مي گردد."

امنيت غذايي: سازمان امدادرساني و ايجاد فرصت هاي شغلي براي آوارگان فلسطيني موسوم به آنروا بار ديگر موفق به توزيع وعده هاي غذايي ميان ساكنان نوار غزه شده است ؛ البته سازمان خوار و بار جهاني نيز به آنروا كه حدود 1070000 نفر از ساكنان غزه را تحت حمايت خود دارد، پيوسته است و حدود 365 هزار فلسطيني ساكن منطقه مذكور كه نيازمند كمك هاي غذايي هستند، را تحت پوشش قرار داده است ؛ ولي كمك هاي غذايي آنروا و سازمان خوار و بار جهاني با وجود اهميت تنها بخش اندكي از نيازهاي خوراكي اهالي نوار غزه را رفع مي كند و از اين رو، سازمان بين المللي مذكور در گزارش خود در خصوص امنيت غذايي در نوار غزه آورده است كه حدود 75 درصد از ساكنان غزه كه 50 درصد آن را كودكان تشكيل مي دهند،‌ فاقد امنيت غذايي هستند كه دليل آن را نيز بايد در افزايش بهاي مواد خوراكي،‌ تشديد فقر و از بين رفتن مناطق زراعي جستجو كرد.

3 ـ‌ در زمينه روابط تجاري با خارج: ممنوعيت واردات و صادرات كالاها باعث شده است تا فعاليت اقتصادي در بخش خصوصي نوار غزه متوقف شود و 120 هزار كارمند فرصت شغلي خود را از دست بدهند.

4 ـ بحران نقدينگي : اين بحران زندگي فلسطينيان در نوار غزه را تحت تاثير قرار داده است تا جايي كه كارمندان تشكيلات خودگردان در اين منطقه كه تعداد آنها 65 هزار نفر است در دريافت حقوق خود با مشكل مواجه هستند. كريستين برگر، نماينده كميسارياي عالي اتحاديه اروپا در قدس تاكيد كرد: "كار اصلي ما در نوار غزه مربوط به پول و نقدينگي است. ما به تشكيلات خودگردان در رام الله كمك مي كنيم تا حقوق كارمندان خود را پرداخت كند. ضمنا كميسارياي عالي اتحاديه اروپا از 24 هزار خانواده آسيب پذير و مستضعف حمايت مالي مي كند و به حساب هاي بانكي آنان پول واريز مي نمايد ؛ ولي مشكل اينجاست كه نقدينگي كافي در بانك ها وجود ندارد تا اين مبالغ به افراد اعطا شود."

دفتر هماهنگي امور انسان دوستانه سازمان ملل متحد موسوم به اوچا نيز به همين بحران نقدينگي در نوار غزه اشاره و تاكيد كرد: "كمبود پول باعث شده است تا معاملات مالي و نيز برنامه هاي ويژه امدادرساني با مشكل مواجه شود."

5 ـ در زمينه تامين آب شرب و شبكه فاضلاب: به گزارش سازمان بهداشت جهاني، در نتيجه حملات و بمباران هاي اشغالگران قدس فعاليت مراكز ويژه آب رساني، تصفيه پس آب ها و نيز برق رساني دچار مشكل شد و از اين رو، هنوز صد هزار نفر هستند كه به طور كل از نعمت آب شرب محروم هستند و نيم ديگر‌ از افراد نيز از آب هاي آلوده، شور و غير قابل شرب استفاده مي كنند. ضمنا توقف فعاليت در انتقال و تصفيه فاضلاب ها باعث شده است تا مانداب ها درياچه هايي را در نزديكي خط ساحلي تشكيل دهند و به اين ترتيب،‌ سفره هاي آب زير زميني و نيز مزارع را آلوده كنند كه اين امر تاثير منفي بر وضعيت آب مصرفي شهروندان مي گذارد.  

در زمينه برق رساني بايد گفت كه نيروگاه ها و شبكه هاي ويژه انتقال برق بازسازي شده است ؛ ولي تامين سوخت و واردات آن همچون استيراد ديگر موارد تابع نظر دشمن صهيونيستي مي باشد و هيچ چاره اي جز صبر وجود ندارد.

6 ـ در زمينه ارائه خدمات بهداشتي و درماني: در نتيجه تداوم روند محاصره، بازسازي كامل بيمارستان ها و مراكز ويران شده بهداشتي و درماني تا اين تاريخ صورت نگرفته است ؛ البته برخي ترميم هاي اساسي و محدود انجام گرفته است. به گزارش سازمان بهداشت جهاني، تمامي درمانگاه هاي عمومي به صورت منظم به كار خود ادامه مي دهند ؛ البته به جز دو مورد كه به شكل كامل تخريب شده اند و جايگزين براي آنها انتخاب شده است.

ضمنا بخش هاي تخصصي،‌ آزمايشگاهي و پرتونگاري نيز كار خود را به شكل منظم تداوم مي بخشند. بخش كودكان ـ به ويژه واكسيناسيون اطفال ـ‌ نيز به همان صورت گذشته خود باز گذشته است. به طور كلي، خدمات درماني به همان وضعيت خود در سال 2008 باز گشته است.

دارو: با وجود مساعدت ها و كمك هاي دارويي فراوان كه در اختيار نوار غزه قرار گرفته است ؛‌ ولي وزارت بهداشت همچنان ليستي از داروها و تجهيزات پزشكي مورد نياز را دارد كه بايد تامين گردد.

وجود برق و آب ـ به صورت بيست و چهار ساعته ـ‌ امري ضروري و حياتي براي فعاليت بخش هاي بهداشتي و درماني است. آب شرب براي تمامي مراكز تامين شده است ؛ ولي برق تنها به مدد موتورهاي مولد برق و نيز وجود ذخاير گازوئيل ديگر به صورت شبانه روزي وجود دارد.

كادرهاي پزشكي: 8500 نفر در بخش بهداشت و درمان عمومي فعاليت دارند كه 6500 نفر آنان حقوق ماهيانه شان را از تشكيلات خودگردان دريافت مي دارند و ديگر افراد نيز حقوق بگير وزارت بهداشت دولت منتخب فلسطين در نوار غزه هستند كه 1300 تن آنان را اشخاصي تشكيل مي دهند كه تشكيلات خودگردان آنها را از خدمت منفصل كرده است. ضمنا در كنار اين كادرهاي پزشكي بايد به تعداد شايان توجه كاركناني اشاره كرد كه در مراكز درماني وابسته به سازمان آنروا و ديگر سازمان ها و نهادهاي منطقه اي و بين المللي مشغول فعاليت هستند.

درمان در خارج از نوار غزه: پيش از محاصره نوار غزه حدود 650 بيمار فلسطيني ـ به خاطر كمبود امكانات ـ در خارج از اين منطقه درمان مي شدند كه نيمي از آنان از طريق گذرگاه ايرز به بيمارستان هاي اسرائيلي منتقل مي شدند و بقيه نيز از طريق گذرگاه رفح به مصر انتقال مي يافتند. بعد از آغاز محاصره، انتقال بيماران به خارج از نوار غزه به امري فوق العاده سخت و مشكل بدل شد كه دليل آن را نيز بايد در اين نكته جستجو كرد كه بعد از اين حادثه (محاصره) خروج تنها از طريق گذرگاه رفح انجام مي شد و از طرف ديگر، دولت در غزه با دستگاه قدرت در كرانه باختري مشغول نزاع بود. ضمنا دو فاكتور فوق باعث شد تا روند انتقال بيماران جهت درمان در خارج از نوار غزه، براي مدتي بيش از يك ماه متوقف شود كه البته بعد از توافق دو طرف در خصوص شكل فعاليت گذرگاه رفح، وضعيت تغيير كرد ؛ البته با اين تفاوت كه ديگر شمار بيماراني كه براي درمان به بيمارستان هاي اسرائيلي منتقل مي شدند، تا حد زيادي كاهش يافت و در جريان جنگ غزه و بعد از آن كاملا متوقف شد.

ذكر اين نكته خالي از لطف نيست كه خروج هر بيمار فلسطيني از نوار غزه نيازمند موافقت سه طرف است يعني رژيم اشغالگر قدس، تشكيلات خودگردان و مصر ؛‌ ولي اينكه تنها گذرگاه ارتباطي اين منطقه فلسطيني با جهان خارج فقط براي مدت كوتاهي ـ آن هم به صورت غير منظم ـ باز مي شود و باز و بسته شدن آن به دلخواه طرف صهيونيستي و مصري انجام مي گردد، باعث تشديد رنج ها و محنت هاي بيماران و خانواده هاي آنان شده است و حتي برخي آنان در انتظار خروج از نوار غزه جان سپردند. گفتني است كه ميانگين تعداد بيماراني كه براي درمان به خارج از اين منطقه فلسطيني مي روند، از 541 نفر در هر ماه ـ‌ در دوره پيش از حمله گسترده اشغالگران ـ‌ به 336 نفر رسيده است. 

معلوليت هاي ناشي از جنگ غزه: تا كنون آمار دقيقي از تعداد افرادي كه در نتيجه حملات گسترده اشغالگران دچار معلوليت شده و عضوي از اعضاي خود را از دست داده اند، در دست نيست كه دليل آن نيز عدم وجود يك آمارگيري فراگير است. بر اساس آمارهايي كه توسط سازمان بهداشت جهاني در ژوئن سال 2009 منتشر شده است، 221 نفر يك يا چند عضو از اعضاي بدن خود را از دست داده اند. گزارش سازمان بهداشت جهاني نشان مي دهد پانزده هيات دولتي و بين المللي مسئوليت خدمت رساني به جانبازان و معلولان جنگي را بر عهده دارند كه وظيفه آنها ارائه خدمات مربوط به توانبخشي، فيزيوتراپي، تهيه اعضاي مصنوعي است. اين بخش همچنين از عدم هماهنگي و كمبود امكانات لازم جهت ساخت اعضاي مصنوعي رنج مي برند تا جايي كه شمار زيادي از معلولان با گذشت يك سال از پايان جنگ غزه، همچنان با مشكل نبود اين اعضاي مصنوعي دست و پنجه نرم مي كنند.

امراض واگير دار: هيات پيگيري شيوع بيماري وبا كه مديريت آن را سازمان آنروا بر عهده دارد و تمامي ساكنان غزه را تحت پوشش خود گرفته است، از افزايش امراضي همچون اسهالات شديد آبكي، اسهال التهابي و التهاب كبد خبر داده است و دليل اصلي بروز اين بيماري هاي واگير دار كه بالاترين موارد ابتلا به آن، در اردوگاه هاي آوارگان در نوار غزه و در فصل هاي تابستان و پاييز به ثبت رسيده است آلودگي سفره هاي آب زير زميني، مشكل در سيستم فاضلاب و نيز بازيافت نادرست زباله هاي جامد و مايع مي باشد. خطرات ناشي از انواع اسهال، كمبود آب بدن و سوء تغذيه به ويژه در ميان كودكان خردسال (زير 5 سال) است.

بررسي نمونه هاي آب شرب نوار غزه ثابت كرده است كه چاه ها و منبع هاي آب شرب نوار غزه آلوده هستند ؛ ولي سازمان بهداشت جهاني در گزارش خود مدعي شده است كه اين مشكلات تاثير محدودي دارد و وضعيت در قبل و پس از جنگ تفاوت آن چناني نداشته است. اگر از اين امراض (اسهال و انواع آن) بگذريم، گزارش هيات پيگيري بيماري هاي واگير دار سازمان آنروا نيز نشان مي دهد كه موارد بيماري در قبل و بعد از جنگ تغيير زيادي نكرده است ؛‌ ولي اگر وضعيت را ميان دو دوره قبل و بعد از محاصره مقايسه كنيم، اين تفاوت فاحش است. ضمنا برنامه واكسيناسيون نيز به سطح خود قبل از جنگ بيست و سه روزه باز گشته است كه اين امر يك چتر حمايتي را جهت پشتيباني از افراد در مقابل شماري از بيماري هاي خطرناك فراهم آورده است. شايان ذكر است كه در نتيجه شيوع آنفولانزاي خوكي ( H1N1 ) 153 نفر به اين بيماري مبتلا شدند كه يازده مورد آن به فوت مبتلايان انجاميد.

كمبود وزن در ميان كودكان 9 تا 12 ماهه: بر اساس آمارهاي ارائه شده از سوي مراكز وابسته به وزارت بهداشت، ميانگين كمبود وزن در كودكان در قبل و بعد از تجاوزات رژيم صهيونيستي تغيير چنداني نكرده است و تنها يك تفاوت عمده ميان اين دو دوره وجود دارد و آن هم مربوط به تغذيه كودكان شيرخوار در اين سيكل سني مي باشد كه در مقايسه با مرحله پيش از محاصره شاهد بهبود بوده است ؛ البته دليل اين امر را بايد در گسترش تغذيه كودكان 9 تا 12 ماهه با شير مادر و نيز كاهش استفاده از شير خشك به خاطر محاصره نوار غزه جستجو كرد. اين امر (تغيير نوع تغذيه نوباوگان) نشان مي دهد كه برنامه هاي نهادهاي بهداشتي دولتي، داخلي و خارجي براي تغذيه كودكان شيرخوار از شير مادر با موفقيت همراه بوده است. 

لاغري، كوتاهي قد و افزايش وزن در كودكان 6 تا 16 سال: لاغري در ميان كودكان و نوجوانان در نوار غزه شاهد رشدي بالغ بر 1.4 درصد بوده است. نرخ گسترش پديده كوتاهي قد نيز 4.4 درصد اعلام شده است. ضمنا نرخ چاقي در ميان دختران نوجوان فلسطيني (11 تا 16 ساله) نيز شاهد افزايش سي درصدي بوده است كه دليل اين امر را بايد در غذاهاي نشاسته دار، روغني و كنسروهايي جستجو كرد كه بيشتر كمك هاي غذايي آنروا و سازمان خوار و بار جهاني را تشكيل مي دهند. اين دو سازمان به ترتيب حمايت غذايي از 65 و 15 درصد ساكنان نوار غزه را تحت پوشش خود دارند. ضمنا كودكان فلسطيني با مشكل كمبود شديد مواد پروتئيني (گوشت)، سبزيجات و ميوه هاي تازه رو به رو هستند.

كم خوني ناشي از فقر آهن: ميزان كم خوني در ميان كودكان 9 تا 12 ماهه به 65.5 درصد رسيده است كه اين رقم در مقايسه با سال هاي 2006 و 2007 اندكي كاهش داشته است. (دليل آن نيز احتمالا همان تغذيه كودكان از شير مادر مي باشد) كم خوني در ميان زنان در مقايسه با سال 2007 رشد داشته و از 33.3 درصد به 37.5 درصد رسيده است. بد نيست بدانيد كه كم خوني ناشي از فقر آهن باعث كم هوشي مي شود ؛ علاوه بر آنكه اين عارضه به ضعف دستگاه دفاعي بدن در مقابل بيماري هاي واگير دار نيز مي انجامد. ضمنا بروز كم خوني در ميان كودكان به خاطر آن است كه شير مادر در بعد از شش ماهگي ديگر جوابگوي نياز بدن طفل به آهن نيست و از طرف ديگر، غذاهايي به كودكان در اين سنين داده مي شود، فاقد آهن لازم است.

وضعيت رواني افراد در نوار غزه: نهادهاي وابسته به سازمان ملل متحد پژوهشي را در خصوص پيامدهاي رواني جنگ غزه بعد از دو ماه از پايان جنگ انجام دادند كه نتايج آن نشان مي داد يك درصد از شهروندان ـ بر اثر جنگ ـ دچار مشكلات حاد و شديد رواني شده اند. 26 درصد از دانش آموزان با مشكل حواس پرتي رو به رو هستند و 23 درصد آنان نيز كنترلي بر مسئله ادار خود ندارند و علاوه بر آن، 13 درصد نيز كابوس هاي ترسناك مي بينند.

در مورد مشكلات رواني ناشي از جنگ غزه در ميان بزرگسالان بايد گفت كه 34 درصد افراد از بي اشتهايي و حواس پرتي رنج مي برند. 27 درصد از آنان كابوس مي بينند. 35 درصد نيز دچار افسردگي شديد شده اند. 9 درصد توانايي انجام كارهاي روزمره خود مانند حمام رفتن، لباس پوشيدن و رفتن به محل كار را ندارند. ضمنا 47 درصد از كساني كه وضعيت رواني شان توسط نهادهاي فوق الذكر مورد بررسي قرار گرفت، اعلام كردند كه همچون گذشته توان حضور در محل كار خود را دارند.

نتايج پژوهشي كه توسط سازمان بهداشت جهاني و با استفاده از معيارهاي دقيق سنجش بهداشت رواني انجام گرفته است، نشان مي دهد 37 درصد از كساني كه در بخش خدمات درماني فعاليت داشتند، دچار استرس هاي رواني شده اند و هيچ تفاوتي ميان كاركنان زن و مرد در اين زمينه وجود ندارد ؛ البته محل فعاليت كاركنان و ميزان حملات اشغالگران به آن مناطق در اين امر (استرس هاي رواني كاركنان) تاثير مستقيم داشته است. ضمنا مشكلات رواني ناشي از جنگ 70 درصد از سالمندان را نيز در بر گرفته است. نتايج پژوهش مذكور با نتايج مطالعات انجام شده بعد از جنگ لبنان در سال 2006 نيز نزديك مي باشد.

بر پايه اين جستار، نياز مبرمي به اجراي برنامه هاي روان درماني احساس مي شود كه اهميت آن با تامين نيازهاي اساسي همچون غذا و آب هم سنگي مي كند. در پايان اين پژوهش آمده است: بهترين راه درمان كودكاني كه در اثر جنگ لطمه هاي روحي و رواني ديده اند،‌ اين است كه شرايط زندگي تقريبا طبيعي براي آنان فراهم گردد و فضايي امن جهت استراحت، بازي و آموزش آنان تدارك تدارك ديده شود.

7 ـ در زمينه آموزش: بازسازي 18 مدرسه اي كه به صورت صد در صدي تخريب شده و ترميم 263 مدرسه اي كه خسارت هاي جزئي ديده اند، تا كنون انجام نشده است و همين امر باعث شده است تا هشتاد درصد از مدارس به صورت دو شيفت صبح و بعد از ظهر فعاليت داشته باشند. محدوديت هايي كه رژيم صهيونيستي براي كميت و نوعيت كاهاي وارداتي به نوار غزه اعمال مي كند، باعث شده است تا روند آموزش با مشكل مواجه شود. مدارس ابتدايي و دبيرستاني در نوار غزه ـ چه آنها كه دولتي هستند و چه آنها متعلق به آژانس امدادرساني هستند ـ با مشكل تامين آب شرب، كتاب هاي درسي، آزمايشگاه ها، كامپيوتر و ماشين هاي اداري رو به رو هستند و با وجود آنكه كتاب هاي كهنه و مستعمل دست به دست مي چرخد و آن كتاب هايي كه امكان ترميم آن وجود دارد، مورد ترميم قرار مي گيرد. بيش از 50 درصد دانش آموزان يك يا چند كتاب را در اختيار ندارند.

در پايان گزارشي كه در خصوص وضعيت اسفبار كنوني نوار غزه ارائه شد، بايد به بحث درباره دو عاملي را كه بيشترين تاثير را در پايداري مردم غزه داشته اند و همچنين دو عاملي كه نقش كمك كننده را در اين زمينه ايفا كرده اند (گزارش گولدستون و بسيج افكار عمومي جامعه جهاني، جهان اسلام و عرب) و توجه به آنها شايان اهميت است، بپردازيم. 

1 ـ تجربه احداث تونل: بعد از محاصره اي كه از سه جهت (دريا،‌ هوا و زمين) نوار غزه را فرا گرفت، اهالي اين منطقه فلسطيني به همراه ساكنان بخش مصري رفح كه هم خون و هم كيش هستند،‌ به پيشرفته سازي تجربه احداث تونل هاي ارتباطي مبادرت ورزيدند و از معيارهاي علمي و مهندسي در اين زمينه سود بردند تا به اين ترتيب، هشتاد درصد از اشيايي كه وارد نوار غزه مي شود، از اين طريق باشد. در واقع، تونل ها حكم ريه ها و نيز شريان هايي را ايفا مي كردند كه اكسيژن و خون لازم براي حيات اين منطقه تامين مي كرد. اين تونل ها وظيفه تامين قلم، دفتر،‌ كاغذ،‌ رايانه، دستگاه هاي ارتباطي، شكر،‌ چاي، شير خشك براي كودكان، مواد غذايي، مواد بهداشتي، دارو و سوخت براي ساكنان نوار غزه را بر عهده دارند.

2 ـ نقش سازمان ملل متحد: آنروا كه به عنوان ستون فقرات موسسات وابسته به سازمان ملل در نوار غزه به شمار مي رود، نقش مهمي را در شكستن سد محاصره ايفا مي كند ؛ زيرا اين موسسه مسئول حمايت از يك ميليون و صد هزار پناهنده اي است كه در نوار غزه زندگي مي كنند. به ديگر سخن، اين موسسه وظيفه پشتيباني بهداشتي، آموزشي و غذايي از دو سوم ساكنان اين منطقه را بر عهده دارند و در زمينه تامين مسكن و آب شرب آنها نيز به ايفاي نقش مي پردازد.

سازمان خوار و بار جهاني موسوم به فائو نيز در ميان 70 درصد از ساكنان غير پناهنده نوار غزه غذا توزيع مي كند. سازمان بهداشت جهاني نيز در كنار يونيسف، صليب سرخ جهاني و بيش از شصت موسسه بين المللي غير دولتي به درمان افراد مي پردازند و به تكميل فعاليت هاي دولت محلي و نهادهاي وابسته به سازمان ملل در اين زمينه مبادرت مي ورزد.

اولين عامل كمك كننده گزارش گولدستون بود: پيش از آغاز به كار كميته حقيقت ياب گولدستون، مسئول هماهنگي امور انساني سازمان ملل متحد كه بعد از گذشت تنها يك روز از پايان جنگ غزه، به بازديد از اين منطقه پرداخت وگزارشي را به دور از جانبداري نگاشت. مسئول بين المللي مذكور در گزارش خود آورده است كه هر انساني با ديدن اوضاع غزه شوكه مي شود. وي در پايان گزارش و در بخش توصيه ها خطاب به طرف هاي ذيربط بين المللي آورده است: "بايد به ساكنان غزه اين اطمينان را بدهيم كه حساب و كتابي در كار است و آنهايي كه اين بلا را بر سرشان آورده اند ـ از طرق قانوني ـ مورد محاكمه قرار مي گيرند ؛‌ زيرا اگر اين كار را نكنيم، آنها را به سمت تندروي و افراطي گري بيشتر سوق مي دهيم. ضمنا بايد به مردم اين منطقه كمك كنيم تا به زندگي طبيعي خود باز گردند ؛ زيرا آنان بهاي سنگيني را پرداخته اند كه بهترين گواه بر اين مسئله ميزان كشته شدگان و مجروحان است. بايد اولويت اصلي ما ساكنان غزه باشند. به هر حال موانع و پيچيدگي هاي سياسي در اين مسير وجود دارد ولي دغدغه و مسئله محوري ما چگونگي گذر از اين موانع و توجه به مردم است. مهم ترين وظيفه بازگرداندن ساكنان غزه به يك زندگي طبيعي و دادن اميد به آينده بدان ها مي باشد. نبايد به عنوان عاملي براي تكميل مثلث ويرانگر تندروي، فقر و نااميدي باشيم."

گزارش جان هولمز تاثير خود را بر مسئولان ذيربط بين المللي گذارد تا جايي كه شوراي حقوق بشر سازمان ملل متحد كميته اي حقيقت ياب به رياست قاضي گولدستون تشكيل داد. كميته مذكور رژيم اشغالگر قدس و ارتش اين رژيم را به ارتكاب جنايت هاي ضد بشري محكوم كرد. درست است كه مصوبه مجمع عمومي سازمان ملل متحد در خصوص گزارش گولدستون بعد عملي به خود نگرفت ؛ ولي اين مصوبه در كنار مصوبه ديگري كه مربوط به عدم مشروعيت احداث ديوار نژادپرستانه حائل است، از دستاوردهاي مثبت اين سازمان در دفاع از غزه و مردمش به شمار مي رود. متاسفانه شكاف در مواضع فلسطينيان و نيز طرف هاي عربي حاضر در سازمان ملل به ويژه مصر باعث شد تا اين مصوبات بي تاثير باقي ماند و افكار عمومي از توجه به آن باز بماند.

عامل دوم تحركات عربي و خارجي بود كه نتايج قابل قبولي را در بر داشته و بر موضع غربي ها نيز تاثير گذاشته است. بايد يك فضاي مناسب عربي جهت اعمال فشار به مصر و سوق دادن اين كشور به سمت اتخاذ موضعي همسان با ديگر كشورهاي عضو اتحاديه عرب در زمينه غزه فراهم شود يعني همان كاري را كه امروز برخي طرف هاي عربي در آستانه برگزاري كنفرانس سران عرب انجام مي دهند.

آنچه گذشت، ما را به اين نتيجه مي رساند كه برخي عوامل به ساكنان غزه كمك مي كند تا به حيات و پايداري خود ادامه دهند و هرگز در مقابل دسيسه ها تسليم نشوند. دشمن امروز به دنبال اجراي گزينه مرگ تدريجي و ذلت ساكنان غزه است ؛‌ ولي اين جماعت هرگز تن به تسليم نمي دهند.

يك و نيم ميليون فلسطيني ساكن نوار غزه امروز با رادمردي خود به كارشناسان بهداشت، تغذيه، روان شناسي و مهندسي مي گويند كه چگونه انسان مي تواند خود را به سازگاري با شرايط سخت عادت دهد و استوار و پايدار در مقابل دشمن بايستند. بي شك، سرنوشت غزه همچون سرنوشت شهرك هاي بزرگ در تاريخ قديم كه به محاصره دشمنان در آمدند و در نهايت سقوط مي كردند و در مقابل اشغالگران سر تسليم فرود آورند، نخواهد بود. امروز هيچ شباهتي به گذشته ندارد. هيچ كس نمي تواند با محاصره، نوار غزه را از پاي درآورد. ملت تحت محاصره فلسطين بر محاصره كنندگان پيروز خواهد شد و در آن روز، كسي كه از غزه حمايت و پشتيباني نكرده است انگشت ندامت به دندان خواهد گزيد ؛ البته اين پشيماني براي نزديكان (عرب ها) بيش از آنهايي خواهند بود كه مناسبتي با فلسطينيان ندارند.

 

ما چه میگوییم ؟

با راه اندازی این سایت بنا داریم با استفاده از فن و صنعت سخت افزاری مسایلی را در عرصه های گوناگون دینی، سیاسی، فرهنگی مجال طرح شدن بدهیم.

می کوشیم اصالت های فرهنگی خود را در عین توجه به خرد زمانه و دستاورد های تمدن نوین به رخ دیگران بکشیم.

اصلاح سیاسی و مشارکت جمعی را یگانه راه فائق آمدن بر چالش های موجود در عرصه سیاسی ملت اسلامی می دانیم و حضور زنان را در این زمینه مهم و مرکزی ارزیابی می کنیم.

همکاری های قلمی شما دوستان ما را برای تدوام این راه دلگرم می سازد.