آخرین بازدید سایت
| سیاست |
|
|
|
شعر از : شفیق احمد ستاک خصم با اقبال من، مشق ِ سیاست را گرفت ماه هم با ماهِ من، رسم ِ رقابت را گرفت داشتم اندیشه ای، فارغ ز هر دلبستگی عشق او آمد ز من، عقل ودرایت را گرفت
دل به تنگ آمد ز بیداد زمان در زندگی ترک دنیا گفت و یکسر کنج عزلت را گرفت سرسپاری وجهاد راه حق در عهد ما نزد اهل زور و زر، شکل جنایت را گرفت نفس بد چون گشت مستغنی ز رنج روزگار از سر جهل وتکبـُّر کفرِ نعمت را گرفت جنگسالاری برای هر مجاهد داده شد
مفت خواری آمد وپُست ِ وزارت را گرفت
آن یکی با زورِ زر، در کرسیِّ قونسل نشست
وآن دِگر با مُهرِ کاکایش، سفارت را گرفت
در نمایشنامهء ایام ما، اندر وطن
نانجیبی آمد ونقش ِ نجابت را گرفت
پرچم ِ آزادگی بگذاشت، آن سروِ روان
با دو دستِ خویش، زنجیرِ اسارت را گرفت
قتل مردم در عبادتگاه عبادت گفته شد
انتحار وخودکشی، وصفِ شهادت را گرفت
آبرو وعزتِ مام ِ وطن پامال گشت
احتیاج و فقر و ذلت، جای ِ عزت را گرفت
اختلاس از مال ِ ملت، اقتباس از ناکسان
رشوه خواری، صدرِ کارِ اهل ِ فرصت را گرفت
آنکه عمرش در جنوبی و کثافت میگذشت
از سر مکر وریا، غسل ِ جنابت را گرفت
رفت شیطان بزرگ دنبال آدم در بهشت
بوی زشت آخرفضای باغ جنت را گرفت
********
(1) مرض سرطان Cancer
(2) بیماری کشندهء ایدز Aids
|
ما چه میگوییم ؟
با راه اندازی این سایت بنا داریم با استفاده از فن و صنعت سخت افزاری مسایلی را در عرصه های گوناگون دینی، سیاسی، فرهنگی مجال طرح شدن بدهیم.
می کوشیم اصالت های فرهنگی خود را در عین توجه به خرد زمانه و دستاورد های تمدن نوین به رخ دیگران بکشیم.
اصلاح سیاسی و مشارکت جمعی را یگانه راه فائق آمدن بر چالش های موجود در عرصه سیاسی ملت اسلامی می دانیم و حضور زنان را در این زمینه مهم و مرکزی ارزیابی می کنیم.
همکاری های قلمی شما دوستان ما را برای تدوام این راه دلگرم می سازد.


