آخرین بازدید سایت
| نبرد افغان استالین - بخش هفدهم |
|
|
|
نوشته از : داکتر یوری تیخانف گزارنده از : عزیز آریانفر بخش های هفدهم
انتقام نافرجام کمینترن در «دهلیز افغانستان»
سرکوب آشوب سال های 1924-1925 خوست به یاری شوروی، موقف مسکو را در افغانستان تحکیم بخشید. نیروی هوایی افغانستان نیز زیر کنترل خلبانان سرخ در آمد. هواپیماهایی که از سوی آنان پرواز داده می شد، تا نزدیکی های مرزهای هند می شتافتند. امان الله خان که به جنگ افزارهای شوروی نیاز داشت، ناگزیر بود پویایی های اجنت های کمینترن در افغانستان را نادیده بگیرد. چنین فرصتی بی درنگ از سوی کمینترن برای راه اندازی پویایی های ضد بریتانیایی در میان قبایل پشتون بهره گیری شد.
بایسته است نشاندهی کرد که به سال 1925 همه کارهای انترناسیونال کمونیستی در افغانستان و شمال هند از شهر باکو که در آن برهه دفترهای بسیار این سازمان بین المللی کمونیستی در آن مسقر بود، سازماندهی می شد. از جمله در گام نخست، دفتر روابط بین المللی کمینترن[1] و «شورای تبلیغات و اقدامات توده های آسیایی» و نیز سازمان های رنگارنگ مهاجران سیاسی ایرانی.[2]همه آن ها زیر پوشش کمیته مرکزی حزب کمونیست آذربایجان عمل می کردند. این گونه، در میانه های سال های دهه بیست سده بیستم، باکو، مرکز مهمی در زمینه رهبری پویایی های زیر زمینی کمینترن در خاور بود.
در ماه جنوری 1925 «شورای تبلیغات و اقدامات توده های خاور» در باکو با انجام رهنمودهای مسکو، هیات ویژه یی را متشکل بر سه کارمند خود (قاسمف، آدمیانس و اصلانف) برای سازمانگری دو باره کار کمینترن در افغانستان و هند به کابل گسیل داشت.[3] به این کارمندان کمینترن سپرده شده بودتا اوضاع را در افغانستان و در گستره قبایل پشتون برای ایجاد گروه های زیر زمینی به یاری مالی کمینترن، ارزیابی نمایند. افزون بر این، به «رفقای باکویی» رهنمود داده شده بود تا هزینه این کار را برآورد نمایند و شماری مربیان را برای ایجاد شبکه های کمونیستی در خود افغانستان بگمارند.[4]
حکومت انگلیس در هند با به دست آوردن این مدارک دانست که کمینترن برای انجام اقدامات خرابکارانه تازه در گستره مرزی هند و افغانستان آماده می شود. به راستی، در کمیته اجرایی انترناسیونال کمونیستی در آن دوره در پی تدارک راه اندازی پلینوم گسترده پنجم بودند که در آن در برنامه بود مساله ایجاد «حزب خلق»[5] در هند ارزیابی گردد. برای روی چپگرا چنین سازمانی(حزبی) می بایستی انقلاب در هند را آماده می ساخت. در پیوند با این، در کمیته اجرایی انترناسیونال کمونیستی بار دیگر قبایل پشتون «گستره آزاد» قبایل را به یاد آوردند.
در اوایل 1925، بر پایه اطلاعات انگلیسی ها، ب. زایگل[6]-آمر دفتر خاور کمیسیون نظامی در جنب کمیته اجرایی کمینترن، پلان ایجاد تشکیلات غیر منظم پشتون ها را در ناحیه قندهارآماده می ساخت. در برنامه بود برای این دسته ها از شوروی از راه هرات و میمنه جنگ افزار برسانند. توزیع بعدی اسلحه و مهمات را باید وزارت حربیه افغانستان به دوش می گرفت.[7]
روشن است کمینترن امیدوار بود با امان الله خان سازشنامه محرمی در باره ارایه کمک به کوهنشینان نوار «آزاد» به امضاء برساند. برای دستیابی به این مقصد، رهبری کمینترن آماده بود دست به تفاهمی بزند که در سال های 1920-1921 با امان الله خان به دست نیامده بود: اسلحه شوروی به افغانستان آورده شود و سپس حکومت افغانستان آن را در میان قبایل مرزی توزیع نماید. «طرح زایگل» از سوی رهبری کمینترن تایید و با اداره اطلاعات هماهنگ شد.
به تاریخ 16 مارس1925 اداره اطلاعات رفیق نما فضل- فرمانده پیشین بریگاد مستقل انترناسیونالیسیتی به نام لینن را به کمینترن گسیل داشت تا زیر رهبری مستقیم ی. رینک- آتشه نظامی شوروی در کابل کار کند. نمایندگی بازرگانی شوروی در کابل چونان سرپوشی برای فضل بود.[8]
هر چند، استاتوس کارمند نمایندگی به او مصوونیت دیپلماتیک می داد، مگر، راستش این مصوونیت برای سازمانده آینده پویایی های خرابکارانه در شمال هند تضمین ضعیف امنیت شخصی به شمار می رفت. بنا به مدارک سازمان اطلاعات بریتانیا، فضل پیشنهادهای خود را در زمینه پویای های نظامی کمینترن در شمال باختری هند ارائه نمود. طرح او در بر گیرنده ایجاد دسته های چریکی برای یورش بر پاسگاه های انگلیسی ها، یگان های ارتشی و نیز قبایل متمایل به بریتانیایی ها در نوار «آزاد» بود. این دسته هاس «تکاور»، با مربیان نظامی گسیل شده از سوی شوروی می بایستی هماهنگ عمل می کردند.
افزون بر لشکرهای پشتون ها، فضل ممکن می پنداشت برای پویایی های خرابکارانه در هند بریتانیایی، یگان های «ضربتی» کمونیست های هندی و «متعصبان مذهبی» (که او می خواست از جمع مهاجران هندی در شوروی، ایران، افغانستان و نیز در میان «خلق انقلابی هند» اجیر بگیرد)، ساخته شود. این یگان های ضربتی در صورت درگرفتن جنگ میان شوروی و انگلیس، یا افغانستان و انگلیس، می بایستی «هسته» یی برای ایجاد «ارتش انقلابی» یی می گردیدند که ستاد آن باید در کابل مستقر می بود.
در یک سخن، فضل (با آن که در ابعاد محدود تر)، طرح تدوین شده از سوی روی را که در سال های 1920-1921 ریخته شده بود، پیشنهاد می کرد. روشن است دامنه تنگنر پویایی های ضد بریتانیایی پیش رو، به هزینه های کمتری نیاز داشت. روی برای ایجاد «ارتش انقلابی» خود میلیون ها روبل با پشتوانه طلا می خواست. در حالی که فضل تنها به پنجاه هزار پوند استرلینگ بسنده کرده بود. پس از همه چانه زنی ها و هماهنگی ها در کمینترن، این مبلغ به 35 هزار پوند کاهش یافت.[9]
با همه همگونی ها و همخوانی ها با پلان روی، پویایی های زیر زمینی کمینترن در گستره قبایل پشتون در 1925 یک تفاوت اصولی داشت: روی در سال های1920-1921 می خواست بی درنگ و علنی در هند «انقلاب» راه بیندازد، در حالی که فضل به دستور کمینترن و اداره اطلاعات، مخفیانه (با تنیدن شبکه خرابکار در پشت جبهه سپاهیان بریتانیایی در هند در صورت درگرفتن جنگ ممکنه با انگلیس) عمل می کرد.
طرح او کاملا در چهارچوب فیصله دفتر سیاسی کمیته مرکزی حزب کمونیست روسیه (شاخه بلشویکی) در باره استخبارات پویا مصوب 25 فبروری 1925، بود. در این روز، دفتر سیاسی پس از اتخاذ تصمیم در باره ایجاد حزب توده یی- انقلابی در ایران، بند شماره 26 را در باره بازبینی اقدامات خرابکارانه (استخبارات فعال) در کشورهای همسایه شوروی تایید کرد. این مصوبه در گام نخست به لهستان ربط می گرفت. مگر، در آن همچنان مسایل عمومی کار اداره اطلاعات با گروه های شورشی در کشورهای خارجی بالا شده بود.
در این سند، برای مثال؛ آمده بود: «به جای استخبارات فعال به شکل کنونی برای مقاصد صرفا نظامی شوروی، باید در کشورهای همسایه به محرمانه ترین وجهه نقاط ویژه یی برای بررسی و مطالعه تاسیسات نظامی، برپایی روابط با آدم های لازم و آماده سازی برای کار ویرانگرانه(خرابکاری و سبوتاژ) در صورت درگیری جنگ در پشت جبهه حریف سازماندهی شوند. این گونه، این نقاط دارای بار اطلاعاتی و آماده سازی بودند تا در لحظات لازم بتوانند به شکل جنگی درآیند».[10]
روشن است، فضل، پیش از رفتن به ماموریت به کمینترن، از رییس خود در اداره اطلاعات دستورهایی را با چنین باری به دست آورده بود. مگر، روشن است او در آینده با توجه به شرایط در گستره قبایل، کار خود را پیوسته هماهنگ می ساخت.
طرح «زایگل- فضل» در روند کار پلینوم پنجم کمیته اجرایی کمینترن در مسکو بررسی گردید. از سوی رهبران کمینترن، کمک به مبارزه مسلحانه قبایل مرزی پشتون- چونان شیوه مساعدت به جنبش رهایی بخش در هند، تصویب گردید. به تاریخ 23 اپریل در نشست مشترک هیات رییسه کمیته اجرایی کمینترن فیصله گردید از جنبش ملی قبایل باشنده گستره نیترال (میان افغانستان و هند حمایت و به کمیساریای خلق در امور خارجی برای تدوین برنامه اقدامات باهمی در «دهلیز افغانستان» رو بیاوردند.[11]
د. مانوئلسکی– عضو هیات رییسه دبیر خانه کمیته اجرایی کمینترن نامه یی به م. لیتویننف- معاون کمیساریای خلق در امور خارجی فرستاد که در آن جهات اساسی همکاری های کمیساریای خلق در امور خارجی و کمینترن را در افغانستان را تدوین نموده بود. نخست این که چنین پنداشته می شد که از افغانستان چونان پایگاهی برای «اداره و حمایت از جنبش رهایی بخش ملی در هند» بهره گرفته شود. دو دیگر این که کمینترن پیشنهاد کرد با افغانستان در باره به رسمیت شناختن استقلال «قبایل ساحه نیترال میان افغانستان و بخش شمال باختری هند بریتانیایی و بلوچستان» به تفاهم رسید.
بند اخیر گواه بر آن است که رهبری کمینترن بار دیگر ماجراجویی خطرناکی را در آسیا به حکومت شوروی پیشنهاد می کرد، بی آن که سر سوزنی از برخورد میان شوروی و بریتانیای کبیر بترسد. به استقلال شناحتن یک گستره بس مهم استراتیژیک که عملا در ترکیب هند بریتانیایی بود، گامی بود که کاملا به مزاح زینوفیف- رهبر وقت کمینترن که یک جنگ نو را «کاتالیزاتور انقلاب» می پنداشت، برابر بود.[12]
احتجاج قاطعانه چیچیرین که ناگزیر بود در جریان 1925 روشن بینانه و آگاهانه بر اقدامات کمینترن و اداره کل سیاسی (سازمان امنیت و اطلاعات) در افغانستان نظارت داشته باشد، پیاده سازی این طرح را در «دهلیز افغانستان» بر هم زد. مگر، با این هم، هر چه بود، زینوفیف توانست موافقت دفتر سیاسی را در این زمینه به دست بیاورد که کمیته اجرایی کمینترن با حکومت افغانستان در باره رسانیدن اسلحه و مهمات برای قبایل نوار «آزاد» گفتگوهایی انجام دهد.[13]
در ماه می 1925 فضل در تاشکنت آگاهی یافت که مسکو طرح او در زمینه پویایی های خرابکارانه در نوار «آزاد» هند بریتاتیایی را چونان یک طرح بس پرخطر و پر هزینه نپذیرفته است.[14]این بود که خود او را به جای کابل به قونسولگری شوروی در کاشغر فرستادند.
آغاز انقلاب سال های 1925-1927 در چین، تاثیر شگرفی بر همه مشی کمینترن در خاور بر جای نهاد. رخدادها در این کشور، دستاویزی به دست زینوفیف و «حواریون» او دادند تا بار دیگر تلاش ورزند پلان های ماجراجویانه خود را در عرصه گسترش پویایی های نظامی- زیر زمینی کمنیترن در کشورهای آسیایی از سر بگیرند. در اوایل جون 1925 کمیته اجرایی کمینترن به تدارک برگزاری کنفرانس محرمی در باکو دست یازید که در آن قرار بود «منازعات میان ملل خاور و امپریالیسم اروپایی- امریکایی» بررسی گردد.[15]
بنا به مدارک اطلاعاتی، در این کنفرانس برنامه ریزی می شد مشی «صدور انقلاب» به کشورهای خاور را سر از نو، روی دست بگیرند. برای مثال، افزون بر «مساله چین» در پلان کار کنفرانس باکو بندی در باره ایجاد دفتر دایمی نظامی در جنب «شورای تبلیغات و اقدامات توده های خاور» به مقصد رهبری «جنگ های داخلی» در کشورهای مستعمره و آماده سازی «کادرهای رزمندگان انقلابی از جمع عناصر مستعمراتی و خاوری» شامل ساخته شد. در دایره کار پویایی این دفتر می بایستی چین، هند، افغانستان، ایران و ترکیه داخل می شدند.
به ویژه بایسته است این نکته را که در برنامه کاری کنفرانس در بند «گسترش پویایی های اطلاعاتی کمنینترن در ساختارهای دولتی و نظامی کشورهای همسایه خاور»، به افغانستان جای نخست داده می شد و به هند جای سوم؛ نشاندهی کرد.[16]این گونه، می توان با آن تحلیلگران بریتانیایی از انتلجنت سرویس که نتیجه گیری نمودند که کمینترن به سال 1925 تلاش ورزید به سیاست سال 1920 خود (که بخش مهم تشکیل دهنده آن- مبارزه بر سر «دهلیز افغانستان» برای آماده سازی خیزش مسلحانه در هند بود)، برگردد؛ موافقت نمود.
به تاریخ اول جولای 1925 کنفرانس کار خود را در باکو با محرمیت، پرده پوشی و راز داری بسیار شدید آغاز کرد. برای بررسی سیاست آینده در خاور؛ در پایتحت آذربایجان نه تنها نمایندگان کمیته اجرایی کمینترن، بل نیز اعضای دفتر سیاسی حزب کمونیست سراسری (شاخه بلشویکی) و کارمندان بورد رهبری کمیساریای خلق در امور خارجی آمدند. از کشورهای خاور بر پایه اطلاعات اجنت بریتانیا در باکو، شخصیت های دست دوم نمایندگی می کردند. همه اشتراک کنندگان کنفرانس با نام های مستعار ثبت نام شده بودند.
با این هم، با آن که به رغم همه راز داری ها و پرده پوشی ها نتوانستند حضور زینوفیف را در کنفرانس پنهان نگه دارند، تنها توانستند کار سازمان اطلاعات انگلیس را در زمینه روشن ساختن نام های اصلی نمایندگان افغانستان و هند دشوار سازند[17].
«شورای تبلیغات و اقدامات توده های خاور» در پرتو تصامیم گرفته شده در کنفرانس باکو در پاییز 1925، تدبیرهایی برای گسترش اجنتوری کمینترن در افغانستان روی دست گرفت. این بود که در میانه های سپتامبر 1925 نه تن مربی در رشته های تبلیغات، ارتباطات و ... به کابل آمدند. بر پایه گزارش های سازمان های اطلاعاتی، آن ها وظیفه داشتند در کابل به جلب و جذب هندوها و مسلمانان برای این که بعدها از آن ها به عنوان اجنت ها و پیک رسانان به هند کار بگیرند، بپردازند. مربی های باکویی همچنان می بایست کانال های مطمین ارتباط میان کابل و هند را برای رسانایی پول و آثار تبلیغی ایجاد می نمودند.
همراه با حل این مساله، مرکز کابل کمینترن پویایی نظامی- نهانی را در گستره قبایل پشتون تقویت نمود. اطلاعات کشف شده از مراسلات میان این مرکز و «شورای تبلیغات و اقدامات توده های خاور» گواه بر آن بودند که کسی به نام لوبود- مسوول این عرصه زیرزمینی در افغانستان، پول هنگفتی را از طریق سفارت شوروی در کابل به دست آورده بود. او برای تسریع رسانایی اسلحه به هند بریتانیایی سه «دریچه» به سوی مرز هند و افغانستان گشوده بود و می خواست دست به خرید اسلحه در افغانستان بیازد.
شورای باکو، برای تنیدن و پهن ساختن شبکه پر شاخ و برگ زیر زمینی کمینترن در «دهلیز افغانستان»، در اواخر سپتامبر ده مربی دیگر خود را به کابل گسیل داشت. از جمع آنان، لوپوتوخین (که با پاسپورت دیپلماتیک آمده بود)- مسوول ایجاد گروه های مسلح، عیساخانف- مسوول انتقالات و ابوالمیک خان- مسوول اتصالات و ارتباطات با هند بودند.
گسترش پویایی های «مرکز کابل» شورا، به علت این که این اجنت های کمینرتنی اسناد موثق و مطمین و در گام نخست اسناد انگلیسی نداشتند، به کندی پیش می رفت. در این پیوند، از باکو به پایتخت افغانستان صد هزار روبل برای خرید پاسپورت های اصلی افغانی آورده شد.[18]روی هم رفته کمینترن در کابل مقارن با اواخر 1925 برای گسترش پویایی های زیر زمینی خود در افغانستان و هند 500 هزار روبل با پشتوانه طلا به دست آورده بود. در حالی که مصارف راسکلنیکف به پیمانه بسیاری کمتر از این بود.
کمینترن به این هزینه هنگفت برای تنیدن شبکه گسترده زیر زمینی بی سابقه از ترکستان تا هند شمالی نیاز داشت. در ماه اکتبر 1925 در باکو پس از هماهنگی های بایسته، طرحی به تایید رسید که وظایف عمده پویایی های کمینترن را در این راستا تعیین می نمود. در برنامه بود تا در مهم ترین مناطق نشیمنی بخارا، ایران، افغانستان و هند شمالی گروه های زیر زمینی کمونیستی ایجاد شود. این گونه، در نظر بود تنها در افغانستان هسته های زیر زمینی یی را در بالامرغاب، میمنه، بلخ، مزار شریف، خلم، هرات، جلال آباد، کنر و شمار دیگری از شهرها ایجاد کنند.
اجنتوری در افغانستان می بایستی ارتباط کمنیترن را با پیشاور، اتک، راولپندی و لاهور تامین می نمود.[19] در یک سخن، «دهلیز افغانستان» را بار دیگر می خواستند برای گسیل اسلحه، مواد تبلیغی و اجنت های کمینترن به هند بگشایند. همزمان با آن، در آسیای میانه شبکه اطلاعاتی یی که جمع آوری اطلاعات در باره افغانستان و هند را تامین می نمود و نیز دست به اقدامات ضد انگلیسی در این منطقه می یازید، ایجاد گردید.
مهم ترین بخش تشکیل دهنده پویایی های زیر زمینی کمینترن و استخبارات شوروی در کابل، همکاری با حزب ناسیونالیستی سیک ها- «گادر » بود که هنوز در سال های جنگ جهانی یکم تلاش می ورزید به یاری آلمان خیزش مسلحانه یی را در هند سازماندهی کند. افغانستان، برای این سازمان نیرومند و معروف سیک، از مدت ها پیش پایگاهی برای سازماندهی کار انقلابی در برابر انگلیسی ها گردیده بود.
تابستان 1923، سانتوک سینگ- دبیر کل گادر و راتان سینگ- رییس آن که به سال 1922 نمایندگان اشتراک کننده در چهارمین کنگره کمینترن در مسکو بودند، به کابل آمدند. آن ها از مسکو یکراست برای سازماندهی جنبش انقلابی در پنجاب، به کابل آمدند. روی همین منظور، به سال 1924 راتان سینگ از بسیاری از نواهی هند بازدید کرد و «پیروزمندانه» به افغانستان آمد با آن که سازمان اطلاعات بریتانیا شکار تمام عیاری را برای به دام انداختن رهبر گادر به راه انداخته بود.[20]
گادری ها رازداران و نهانکاران بسیار ماهر و برخوردار از تجربه بزرگ کار در اوضاع زیر زمینی بودند و شبکه های سازمانی پر شاخ و برگی نه تنها در هند، بل نیز در امریکا، کانادا و کشورهای امریکای لاتین و کشورهای جنوب خاوری آسیا داشتند. در این پیوند، کمینترن با اشتیاق و دلگرمی به همکاری با گادر شتافت که به آن کمک مالی نمود و بی درنگ این حزب را به عضویت کمینترن پذبرفت. مگر گادری ها به باور جانب شوروی دو نارسایی داشتند: نخست این که راتان سینگ و سانتوک سینگ بی درنگ به محض رسیدن به کابل، نه به آن پیمانه پول که اسلحه تقاضا نمودند. چون ایده اصلی آنان کماکان راه اندازی خیزش مسلخانه در پنجاب بود.[21] چنین اقداماتی را در مسکو پیش از وقت می پنداشتند و کارمندان سفارت شوروی در کابل، هر چند هم به دشوار، مگر هر چه بود توانستند سیک هار ا متقاعد سازند.
دو دیگر، این که گادری ها در آغاز از همکاری با سازمان اطلاعات شوروی سر باز می زدند. در یکی از اسناد کمیساریای خلق در امور خارجی نشاندهی می شد: «در لحظات بسیار بحرانی جنگ داخلی افغانستان (در شورش خوست) تلاش هایی به راه افتاد مبنی بر این که از «گادری های کابلی» و ارتباطات آن ها برای کار اطلاعاتی در افغانستان بهره گیری شود. مگر، آن ها از این کار با شیوه های گوناگون سر باز زدند. همه روابط ما با گادری های کابل در چند خدمت کوچکی که به ما در زمینه رسانیدن کتاب ها و نقشه ها از هند کردند، خلاصه می شود.
همچنان برنامه یی در دست بود تا رابطه گادری ها را با پامیری های ما برای بهره گیری از آنان در زمینه کارهای نظامی- اطلاعاتی برقرار سازیم».[22]
با این هم، به رغم دشواری ها در آغاز همکاری، همو همین حزب گادر بود که در سال های دهه 20-30 سده بیستم کانال های روابط کمینترن را در «دهلیز افغانستان»ایجاد و کنترل می کرد. گادری ها در هنگامی که ماجراجویی دیگر زینوفیف در افغانستان و هند با شکست رو به رو شده بود، به دستور کمینترن حتا کار در میان قبایل نوار «آزاد» را به دوش گرفتند. همچنان همو آنان بودند که گروه کمونیستی «کیرتی» (کارگران) را در پنجاب ایجاد کردند. با گذشت زمان، گادری ها تماس های تنگاتنگی هم با سرویس های اطلاعاتی شوروی برپا نمودند. بایسته است نشاندهی نماییم که آن ها همه این کارها را برای دستیابی به یک آرمان مقدس می کردند- آزادی هند از چنگ بریتانیا.
با سرهمبندی دستاوردهای پویایی های کمینترن در افغانستان و هند در سال 1925 بایسته است نشاندهی کرد که کمینترن تلاش ورزیده بود بار دیگر سر از نو یکراست به هند رخنه کند. به عنوان کاتالیزاتور جنبش آزادی بخش در این کشور، بار دیگر تصمیم گرفته شده بود جنبش شورشی قبایل پشتون استان مرزی شمال باختری هند را به کار گیرند. کمینترن در همکاری با سازمان اطلاعات شوروی بار دیگر کوشیده بود شبکه اطلاعاتی پر شاخ و برگی را در افغانستان تنیده و پهن نماید.
این که دستاوردهای این مساعی در سال های پسین فرمانروایی امان الله خان چه بودند، به دشوار بتوان کنون به آن پاسخ روشنی داد. مگر، این که سازمان اطلاعات بریتانیا توانسته بود به تفصیل از برنامه های کمینترن در افغانستان و هند آگاهی یابد، به تاریخ پژوه معاصر امکان می دهد با بی باکی گمان بزند که در آن برهه انگلیس توانسته بود پویایی های کمونیستی را در این منطقه خنثی بسازد.
[1]. هادی بیکف، گ.م.، شاه نظرووا ای. ان.، شیرینوا ک.ک.، «ساختار سازمانی کمینترن»، 1919-1943،مسکو، 1997. [2]. در میان چنین سازمان هایی می توان از «جامعه فرهنگ و معارف ایران»، «سازمان دانشجوبان ایرانی» و ... را نام برد. [3]. به گمان غالب این ها نام های مستعار بودند تا نام های خانوادگی جعلی. [4]. برگرفته از: گزارش سازمان اطلاعات بریتانیا، «تبلیغات شوروی در خاور»، پویایی های مرکز باکو»، تاریخی1925. 01.26، L//P@J/12/177/ P. 3. [5]. پانسف، آ. و. «تاریخ نهانی مناسبات چین و شوروی»، مسکو، 2001، ص.28. [6]. چنین بر می آید که زایگل نام مستعار ب. ی. فرایر بوده باشد. [7]. برگرفته از نامه روی به دفتر سازمانی کمیته اجرایی کمینترن تاریخی 13.03.1925// برگرفته ا: .16L//P@J/12/251/ P. . [8]. رینک، ایوان الکساندروویچ - کارمند اداره اطلاعات از سال 1922، به سال های 1924-1925 و سال های 1928-1929 رایزن نظامی شوروی در کابل بود// برگرفته از بایگانی دولتی تاریخ اجتماعی و سیاسی روسیه، فوند 17، پرونده ویژه 100، پوشه 63031. [9]. برگرفته از منابع اطلاعاتی بریتانیایی، «پلان شوروی ها در زمینه سازماندهی پویایی های قبایل مرزی در هند»، تاریخی 7.07.1925 L//P@J/12/251/ P. 18. [10]. همان جا ص. 19. [11]. دفتر سیاسی کمیته مرکزی حزب کمونیست روسیه (شاخه بلشویکی)، «حزب سراسری کمونیستی روسیه (شاخه بلشویکی) و کمینترن»، 1919-1943، اسناد، مسکو، 2004 ، ص. 303. [12]. د. مانوئلسکی– دبیر کمیته اجرایی کمینترن به م. لیتوینن- معاون کمیساریای خلق در امور خارجه شوروی، تاریخی 23.04.1925 [13]. درابکین، ی.س.، اندیشه انقلاب جهانی و تحول آن، // تاریخ انترناسیونال کمونیستی، 1919-1943. اوچرک های مستند، مسکو، 2022، ص.51. [14]. تبصره سازمان اطلاعات بریتاتیا به نامه مانوئلسکی تاریخی 23.04.1925 [15]. برگرفته از مدارک سازمان ضد جاسوسی بریتانیا ( SIS ) تاریخی 02.02.1926 [16]. نامه ن. بوخارین و سن کاتایامی – عضو کمیته مرکزی حزب کمونیست فرانسه و کمیته اجرایی کمینترن به د. دوریو تاریخی 03.06.1925 [17]. برگرفته از مدارک منابع اطلاعاتی بریتانیا، «پویا شدن تبلیغات خاوری شوروی: کنفرانس نظامی در باکو» تاریخی 04.08.1925 [18]. برگرفته از منابع استخباراتی سیاسی هند، «کنفرانس کمونیستی نظامی در باکو در ماه جولای 1925»، تاریخی 07.09.1925. [19]. برگرفته از مدارک حزب کمونیست هند، «پویایی های کمونیستی در هند، رهبری شده از کابل، تاریخی 06.11.1925. [20]. دیویاتکینا، ت.د.، ایگور اوا م. ان، میلنیکف آ. م.، «جوانه های جنش کمونیستی در هند»، مسکو، 1978، ص. 272. [21]. یادداشت گزارشی سفارت شوروی در کابل// «گادر» 1926. // بایگانی دولتی تاریخ اجتماعی و سیاسی روسیه، فوند 495، پرونده ویژه 68، کارتن 191، برگ 2 [22]. همان جا، برگ 176
|
ما چه میگوییم ؟
با راه اندازی این سایت بنا داریم با استفاده از فن و صنعت سخت افزاری مسایلی را در عرصه های گوناگون دینی، سیاسی، فرهنگی مجال طرح شدن بدهیم.
می کوشیم اصالت های فرهنگی خود را در عین توجه به خرد زمانه و دستاورد های تمدن نوین به رخ دیگران بکشیم.
اصلاح سیاسی و مشارکت جمعی را یگانه راه فائق آمدن بر چالش های موجود در عرصه سیاسی ملت اسلامی می دانیم و حضور زنان را در این زمینه مهم و مرکزی ارزیابی می کنیم.
همکاری های قلمی شما دوستان ما را برای تدوام این راه دلگرم می سازد.


