آخرین بازدید سایت

سقوط آخرین سنگر مقاومت در برابر ISI و عوامل آن پرینت ایمیل

نوشته از: احمد خراسانی

نیروهای مقاومت اسلامی و ملی بعد از شهادت ابر مرد جهاد و مقاومت شهید احمد شاه مسعود (رح) که به چند دسته گی و اختلافهای شخصی و سلیقوی مبتلا شدند، سنگر های مهم را در نظام بعد از پیمان نامه بن یعنی اداره مؤقت و انتقالی و دو دور انتخابات پس از آن، یکی پی دیگر از دست دادند. مسعود (علیه الرحمه) یکی از پیشتاز ترین فرماندهان جهاد و مقاومت ملت افغانستان بود که از میان کوه پایه های هندوکش سر بر آورد و همچنان وی از آزاد منش ترین شخصیتهای تاریخ معاصر افغانستان و ممکن آینده کشور ما به شمار میرفت، در اثر یک توطئه فرامرزی و درون مرزی به شهادت رسید.

وی یگانه فرمانده بود که همواره در برابر دست درازی های کشور های بیرونی مسلمان و غیر مسلمان واکنش نشانداده و نمی گذاشت که آنان در سرنوشت ملت ما زیر هیچ عنوانی دخالت کنند. فرمانده مسعود با مجاهدتهای بیشمار و خود ارادیت شان توانسته بود که مرزهای قومی و زبانی و سمتی را بشکند و در دل تک تک مردم ما برای خود جای باز کند، وی با این جایگاه بزرگی که در بین ملت افغانستان می توانست همانگونه که یک مقاومت ملی را در برابر پاکستان و عمال آنان بوجود آورد قادر بود که در مقابل هر اشغال دیگر زیر هر نام و نشانی که باشد، باز به همیاری ملت خود دوباره به جهاد و مقاومت علیه آنان برخیزد. اما دشمنان اسلام و افغانستان قبل از تجاوز خود در یک توطئه غیر انسانی و ناجوان مردانه  احمد شاه مسعود(رح) را از سر راه خود برداشتند تا هیچ مانعی دیگر در راه تطبیق اهداف و برنامه های شان در کشور ما وجود نداشته باشد و قضیه هم همان گونه شد.

سپس با ورود نیروهای تجاوز گر غربی به کشور و یک عده از افغان هایی که در بیرون زندگی داشتند و با نان و اندیشه غربی شکم و فکر شان تغذیه شده بود همراه با تانک و توپ آنان به کشور سرازیر گردیدند و بیشتر این افراد مربوط به احزاب و جریان های قومی بود که به بدنه نظام نو پای کشور راه یافته و بیش تر نصیب را حزب فاشیست و قومگرای افغان ملت از آن خود کرد. برخی از آنان خود را به نام مشاور و کار شناس در پهلوی نماینده سازمان ملل متحد جاه زده و از راه اعمال زور کنار زدن مجاهدین و نیروهای ملی را روی دست گرفته و در نخست قانون اساسی عهد ظاهر شاه را بر همه قبولانده و به دنبال آن پست های کلیدی و مهم را مانند ریاست جمهوری، وزارت مالیه و بانک و شماری دیگر را در دست گرفته که اولین اقدام شان باطل نمودن اسکناس های دوره استاد ربانی بود که بزرگترین ضربه اقتصادی را بر نیروهای باز مانده مقاومت وارد کردند و از درک تبدیلی پول سابق به جدید و کلاه برداریی که صورت گرفت؛ سرمایه هنگفتی نصیب حزب فاشیست افغان ملت شد.

به همین ترتیب در اثر اختلاف و کشمکش های داخلی و منافع شخصی شان نیروهای مقاومت با گذشت هر روزمناصب مهم و کلیدی را از دست داده و حلقه های تمامیت خواه در نظام موجود با راه اندازی دسیسه های بی شمار و همیاری با اسخبارات جهنمی پاکستان توانستند برای بار دیگر آخرین پایگاه و پست مهم (ریاست امنیت ملی) را که از دیر باز برای تصاحب آن نقشه می کشیدند بعد از مجلس مشورتی صلح اشغال نمودند. آنان با راه دادن تروریستان به مجلس مشورتی خواستند که آقای امر الله صالح را تحت فشار قرار داده و برای رو پوشی توطئه خود آقای حنیف اتمر را نیز قربانی کردند زیرا اگر قرار بود که آقای اتمر به سبب نارسایی ها از قدرت کنار برود باید در زمان بعد از انتخابات از قدرت کنار می رفت برای آنکه وی زمینه ساز تقلب گسترده و وسیع در انتخابات بود و همچنان وی بارها بر اثر کوتاهی در انجام وظیفه و کاستی هایش باید سبکدوش می شد اما دقیقا در این زمان تعجب آور است.

آقای صالح به گواهی آگاهان امور و مردم ما یکی از مدیران خوب و توانایی بود که با یک نظم و اداره سالم توانسته بود از اکثر حملات و اعمال تخریبی جلو گیری کرده و سد محکمی سر راه اختطاف گران و تروریستان قرار گیرد. همچنان وی بارها با انتقاد از عملکرد مقامات قضائی و داستانی کشور در مقابل تروریستان انتقاد می نمود که بارها ربایندگان، تروریستان، دزدان و قاچاق بران دست گیر شده توسط امنیت ملی را بدون محاکمه آزاد می نمودند.

 آقای امر الله صالح همواره تمام حملات تروریستی و تخریبی را که از پاکستان رهبری میشد پس از تحقیق و بررسی با جرأت تمام به آنکشور نسبت می داد و یکی از منتقدین صریح سیاستهای ظالمانه پاکستان در قبال افغانستان بود، وی که یکی از بازماندگان دوره مقاومت مردم ما در برابر تجاوز طالبان و حامیان خارجی اش بود که در رأس یکی از ارگان های حساس امنیتی کشور قرار داشت و همواره از روابط پیدا و پنهان افراد درون نظام با آی اس آی و طالبان و همچنان قاچاقبران مواد مخدر نیز آگاه بود به همین اساس دست های ناپاک استخبارات پاکستان و دلالان داخلی اش که همواره در جستجوی فرصت بودند، دست به کار شد و این شخصیت بازمانده از دوران مقاومت را از صحنه کنار زده و یکی دیگر از سنگرهای مقاومت و اداره ملی که در آن به اساس صداقت و وطن دوستی کار و تلاش صورت می گرفت؛ توسط گروهای فاشیست و وابسته به بیگانه سقوط کرد.

آقای کرزی که خود از شکل دهنده گان جریان بدنام طالب در کشور ما است، با این اقدام خود خواست از یک سو طالبان را دلشاد کند و از سوی دیگر با دست پر به ترکیه رفته و در کنفرانس اعتماد سازی که پاکستان جزء از آن است، شرکت ورزد و برای پاکستانیها که همواره بسوی آقای صالح بحیث یکی از موانع عادی شدن روابط خود با افغانستان می نگریستند وانمود سازد که وی حاضر است بخاطر رضایت پاکستان دست به هر اقدامی زند حتی کنار زدن رئیس امنیت ملی کشور.

 اما آقای صالح که در حقیقت یکی از منتقدین صریح اللهجه تروریست پروری پاکستان بود از یک تجربه غنی و کافی چند دهه مبارزه ضد پاکستانی به رهبری شهید احمد شاه مسعود(رح) بود. پس در اینجا منافع چند دسته که از جمله فاشیستهای قومی و تمامیت خواه، طالبان، حزب اسلامی و پاکستان که همۀ گروهای نام برده دیگر از دست پرورده های آن به شمار می روند؛ با هم تلاقی و همسانی داشت و حادثه مجلس مشورتی را روپوشی برای اجراء و تطبیق برنامه خود ساختند به همین سان میتوان گفت آقای صالح قربانی یک توطئه بزرگ و شوم داخلی و خارجی گردید. اما بر آقای صالح بود که جهت روشن شدن موضوع باید ملت افغانستان را در جریان ناگفته های شان قرار می داد و سپس قضاوت را به مردم کشور می گذاشت که بعدا در حق وی هر تصمیمی را می گرفتند می پذیرفت . به نظر من وی یک اشتباه بزرگ را مرتکب شد که مردم را از دسیسه ها و عوامل پشت پرده استعفایش در ابهام قرار داد و این اشتباه جبران ناپذیر را مرتکب شد واین دژ مستحکم را در برابر پاکستان و مزدوران داخلی اش ترک گفته و آخرین سنگر مقاومت گران برای بار آخر توسط آن جنایت پیشه گان و معامله گران تاریخی تسخیر شد.

 

ما چه میگوییم ؟

با راه اندازی این سایت بنا داریم با استفاده از فن و صنعت سخت افزاری مسایلی را در عرصه های گوناگون دینی، سیاسی، فرهنگی مجال طرح شدن بدهیم.

می کوشیم اصالت های فرهنگی خود را در عین توجه به خرد زمانه و دستاورد های تمدن نوین به رخ دیگران بکشیم.

اصلاح سیاسی و مشارکت جمعی را یگانه راه فائق آمدن بر چالش های موجود در عرصه سیاسی ملت اسلامی می دانیم و حضور زنان را در این زمینه مهم و مرکزی ارزیابی می کنیم.

همکاری های قلمی شما دوستان ما را برای تدوام این راه دلگرم می سازد.